بهار، پيام آور رويش و شادي است و امام زمان (عج) بهار آشناي دل ها و سبزي روزگاران است.
بررسي روايات نشان مي دهد، كه عصر ظهور سرشار از جلوه هاي بهاري است حتي ، از امام(ع)، به عنوان بهار نام برده شده است.
اين مقاله در پي تبيين برخي شباهت هاي حضرت مهدي(عج) و بهار است.
«السلام علي ربيع الانام و نضرة الايام»(1)
سلام بر بهار مردم، خرّمي دوران
پس همي گويند هر نقش و نگار مژده مژده نك همي آيد بهار 2
با توجه به اين كه امام احياگر جانهاست و هيچ امري به اهميت احياي جانها نميرسد؛ چنين ندا سر ميدهد:
شاد از وي شو، مشو از غير وي او بهار است و دگر ها ماه دي
يكم: يكي از ويژگيهاي بهار، باران فراوان، جوشش نهرها و چشمهساران است:
1. مهدي فاطمه، خود ابر بارانخيز، باران بهاري و چشمه جوشان است:
الامام السحاب الماطر و الغيث الماطل و الشمس المضيئه و السماء الظليله و الارض البسيطه و العين الغريزه و الغدير و الروضه.(3)
امام، ابر بارنده، باران پياپي، آسمان سايه افكن، زمين گسترده، چشمه جوشان، بركه و گلزار است.
2. او بر جايي قدم نميگذارد جز آن كه بهاري شدن را به آن عرضه ميكند:
اسماعيلوار، چشمهها را جوشان ميسازد، چشمههايي كه گرسنگان را سير و عطش تشنگان را فرو مينشاند:
زو بخندد هم نهار و هم بهار در هم آميزد شكوفه و سبزهزار (4)
فلا ينزل منزلاً الا ينبت منه عيون فمن كان جائعاً شبع و من كان ظماناً روي.(5)
در هيچ مكاني اقامت نميگزيند جز آن كه از مقدم او چشمهها ميجوشد، پس گرسنگان سير و تشنگان را سيراب ميگرداند.
3. به بركت او، آسمان اشك شادي ميريزد: چشمهسارها سرازير ميشود و زمين چندين برابر محصول ميدهد.
فعند ذلك... و تفيض العيون و تنبت الارض ضعف اكلها.(6)
در آن هنگام چشمهسارها، سرازير و زمين چندين برابر محصول خود ميروياند.
«تعطي السماء قطرها؛ آسمان، باران خويش را فرو ميفرستد.» (7)
4. فراواني نهرها و چشمهها از جلوههاي ديگر اين بهار زيباست:
«تزيد المياه في دولته و تمد الانهار؛ آبها در عهد او فراوان ميشود، رودخانهها پرآب ميگردد.» (8)
و تعمر الارض و تصفو و تزهو بمهديها و تجري به انهارها. (9)
زمين به وسيلهِ مهدي (عج) آباد، خرم و سرسبز ميشود و به وسيلهِ آن چشمهسارها روان ميگردد.
منابع:
1. بحار الانوار، ج 99 ص 101 باب 7؛ مفاتيح الجنان به نقل از سيد بن طاووس، بلد الامين ص 286؛ با تعبير «ربيع اليتام و نضره` الايتام»؛ مصباح كفعمي ص 497 با كمي تغيير.
2. مثنوي معنوي، دفتر اول، 131.
3. كافي، ج 1، ص 198؛ تحف العقول، 439.
4. مثنوي معنوي، دفتر دوم، 246.
5. كمال الدين، 2، 67، باب 58؛ غيبت نعماني، ص 238، باب 13.
6. ينابيع الموده، ج 3، ص 136؛ روزگار رهايي، 601.
7. بحار الانوار، 53، ص 85 باب 29.
8. منتخب الاثر، ص 472.
9. ينابيع الموده، ج 3، ص 78 و 132.
بقیه در پستهای بعدی انشاالله