تبليغاتX
بخشی از زیارت ناحیه مقدسه::> سلام بر محمّد محبوبِ خدا و يار مخلص او ، درود بر فرمانرواى مؤمنان على بن ابيطالب ، كه برادرىِ رسول خدا به وى اختصاص يافت ، سلام بر فاطمه زهراء دختر رسول الله ، درود بر حسن بن على وصىّ و جانشين پدرش ، سلام بر حسين كه جانش را تقديم نمود ، سلام بر آن كسى كه در نهان و آشكار خدا را اطاعت نمود ، سلام بر آن كسى كه خداوند شفا را در خاكِ قبرِ او قرار داد ، سلام بر آن كسى كه (محلِّ) اجابتِ دعا در زيرِ بارگاه اوست ، سلام بر آن كسى كه امامان از نسل اويند ، سلام بر فرزندِ خاتم پيامبران ، سلام بر فرزند سرور جانشينان ، سلام بر فرزند فاطمه زهراء ، سلام بر فرزند خديجه كبرى ، سلام بر فرزند سدرة المنتهى ، سلام بر فرزند جنّة المأوى ، سلام بر فرزند زمزم و صفا ، سلام بر آن آغشته به خون ، سلام بر آنكه (حُرمَتِ) خيمه گاهش دريده شد ، سلام بر پنجمينِ اصحابِ كساء ، سلام بر غريبِ غريبان، سلام بر شهيدِ شهيدان ، سلام بر مقتولِ دشمنان ، سلام بر ساكنِ كربلاء ، سلام بر آن كسى كه فرشتگانِ آسمان بر او گريستند ، سلام بر آن كسى كه خاندانش پاك و مطهّرند ، سلام بر پيشواى دين ، سلام بر آن جايگاههاى براهين و حُجَجِ الهى ، درود بر آن پيشوايانِ سَروَر، سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده، سلام بر آن لب هاى خشكيده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ، سـلام بر آن ارواحِ (از كالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـريان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحيف ، سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)، سلام برآن بانوانِ بيرون آمده (از خيمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانيان، سلام برتو (اى حسين بن على) و بر پدرانِ پاك و طاهِـرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهيدت، سلام بر تو و بر خاندانِ يارى دهنده ات (به دين الهى)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن كشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر على اكبر، سلام بر آن شير خوارِ كوچـك، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، سلام بر آن خانواده اى كه نزديك (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاك افتادگان در بيابان ها، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خويش براى خدا) و شكيبا، سلام بر آن مظلومِ بى ياور، سلام بر آن جاى گرفته در خاكِ پاك، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه، سلام بر آن كسى كه ربّ جليل او را پاك و مطهّر گردانيد، سلام بر آن كسى كه جبرئيل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن كسى كه ميكائيل در گهواره با او تكلّم مى نمود، سلام بر آن كسى كه عهد و پيمانش شكسته شد، سلام بر آن كسى كه پرده حُرمَتش دريده شد، سلام برآن كسى كه خونش به ظلم ريخته شد، سلام برآنكه با خونِ زخم هايش شست و شو داده شد، سلام بر آنكه از جام هاى نيزه ها جرعه نوشيد، سلام بر آن مظلومى كه خونش مباح گرديد، سلام بر آنكه در ملأ عام سرش بريده شد، سلام بر آنكه اهل قريه ها دفنش نمودند، سلام بر آنكه شاهرَگش بريده شد، سلام بر آن مدافعِ بى ياور، سلام بر آن مَحاسنِ به خون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاك آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده ، سلام برآن سرِ بالاى نيزه رفته، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عريانى كه در بيابان ها(ىِ كربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى كه بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى كِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع كرده اند،و در آستانِ تو طواف مى كنند، و براى زيارت تو وارد مى شوند، سلام برتو، من به سوى تو رو آورده ام، وبه رستگارى درپيشگاه تواميدبسته ام، سلام برتو، سلامِ آن كسى كه به حُرمتِ توآشناست، و درولايت ودوستىِ تومُخلص و بى ريا است ، وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته، و ازدشمنانت بيزاراست، سلام كسيكه قلبش ازمصيبت تو جريحه دار، و اشكش به هنگام يادتو جارى است، سلام كسيكه دردناك وغمگين وشيفته وفروتن است، سلام كسيكه اگرباتودركربلاء مى بود، باجانش(دربرابرِ)تيزىِ شمشيرها ازتو محافظت مى نمود،و نيمه جانش رابه خاطرتوبدست مرگ مى سپرد، و درركاب تو جهاد ميكرد، و تورابرعليه ستمكاران يارى داده،جان وتن ومال وفرزندش رافداى تو مى نمود، وجانش فداى جان تو، وخانواده اش سپربلاىِ اهل بيت تومى بود، اگرچه زمانه مرابه تأخير انداخت، ومُقدَّرات الهى مراازيارىِ تو بازداشت، ونبودم تاباآنانكه باتو جنگيدند بجنگم، وباكسانيكه باتواظهاردشمنى كردندخصومت نمايم،(درعوض)صبح وشام برتو مويِه ميكنم، وبه جاى اشك براى توخون گريه ميكنم، ازروى حسرت و تأسّف و افسوس برمصيبت هائى كه برتو واردشد،تاجائى كه ازفرط اندوهِ مصيبت، و غم و غصّه و شدّتِ حزن جان سپارم

..طلوع کن ای آفتاب..

..طلوع کن ای آفتاب..
*این الشـموس الطالعـه!*
دوران حکومت کریمه حضرت صاحب الامر(1)

   

اشاره: درباره امام عصر، عليه‏السلام،و انقلاب جهانى آن حضرت پرسشهاى‏مختلفى مطرح است، ازجمله اينكه:

 پس از اين انقلاب چه تحولاتى درجهان رخ مى‏دهد، و قيام عدالت‏گسترمهدوى چه آثارى در زندگانى بشر به‏جا مى‏گذارد؟

آنچه در زير خواهد آمد، اشاره‏مختصرى است‏به برخى از آثارى كه‏در روايات براى قيام موعودآخرالزمان برشمرده شده است.

اولين اثر: ثروت به طور مساوى‏تقسيم مى‏شود، اولين ثمره عدالت اين‏است كه ثروتها به طور مساوى‏تقسيم خواهند شد. هنگامى كه به‏واسطه ظهور امام زمان، عليه‏السلام،دنيا پر از عدالت‏شده، در نتيجه‏ثروتهاى جهان به طور مساوى‏تقسيم خواهند شد

 چنانچه حضرت‏امام محمدباقر، عليه‏السلام، فرمودند: ذا قام مهدينا اهل‏البيت، قسم‏بالسوية و عدل فى الرعية (1) .
چون قائم ما اهل بيت قيام كند، ثروت‏را به طور مساوى تقسيم مى‏كند و عدالت‏را در ميان مردم پياده مى‏كند.

دومين اثر: رضايت و خشنودى‏همگانى. رسول اكرم،صلى‏الله‏عليه‏وآله، مى‏فرمايند:
فيفرح به اهل السماء و اهل‏الارض و الطير و الوحوش والحيتان فى البحر (2) .
ساكنان آسمان، مردم روى زمين،پرندگان هوا، درندگان صحراها و ماهيان‏درياها همه و همه از او خشنود خواهندشد. 

سومين اثر: فقر و بينوايى ريشه كن‏خواهد شد. در پرتو عدالت‏حضرت‏بقية‏الله، عليه‏السلام، عموم مردم،غنى و بى‏نياز خواهند شد. چنانچه درحديث آمده است:
لياتين على الناس زمان‏يطوف الرجل فيه بالصدقه من‏الذهب ثم لا يجد احدا ياخذها منه (3) .
زمانى براى مردم پيش مى‏آيد كه‏انسان صدقات از طلا را با خود برمى‏دارد;تا آنها در راه خدا انفاق بكند، ولى‏نيازمندى را پيدا نمى‏كند كه اين صدقه راقبول كند.

چهارمين اثر: همه مردم در امنيت‏به‏سر خواهند برد. چهارمين اثرعدالت‏حكومت امام زمان،عليه‏السلام، امنيت عمومى است.چنانچه اميرالمؤمنين مى‏فرمايند:
و لذهبت الشحناء من قلوب‏العباد و اصطلحت السباع والبهائم، حتى تمشى المراة بين‏العراق الى الشام لا تضع قدميهاالا على النبات و على راسها زنبيل‏لا يحيجها سبع و لا تخافه (4) .
دشمنيها از دلها زدوده مى‏شود،درندگان و چهارپايان با يكديگر سازش‏مى‏كنند، يك زن طبقى بر سر گذارده ازعراق تا شام (از شرق تا غرب) تنها سفرمى‏كند، همه جا قدم بر سرزمين سبز وخرم مى‏گذارد و درنده‏اى او را نمى‏آزارد ودچار ترس و وحشت نمى‏شود.

پنجمين اثر: بركات آسمانى نازل‏مى‏شود. چنانچه در حديث آمده‏است:
لا تدخر الارض من بذرها شيئاالا اخرجته و لا السماء من قطرهاشيئا الا صبه‏الله عليهم مدرارا (5) .
زمين چيزى از بذرهاى خود را نگه‏نمى‏دارد، جز اينكه آن را بيرون فرستد وآسمان چيزى از باران رحمتش را نگه‏نمى‏دارد جز اينكه سيل آسا بر بندگان‏خود فرو مى‏ريزد.

ادامه این مبحث درپست بعدی انشاالله

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ یکشنبه 11 شهریور1386 ساعت 1:58 میخوش
قالب اين وبلاگ به کمک سايکو تهيه شده و حقوق مربوط به آن محفوظ است