تبليغاتX
بخشی از زیارت ناحیه مقدسه::> سلام بر محمّد محبوبِ خدا و يار مخلص او ، درود بر فرمانرواى مؤمنان على بن ابيطالب ، كه برادرىِ رسول خدا به وى اختصاص يافت ، سلام بر فاطمه زهراء دختر رسول الله ، درود بر حسن بن على وصىّ و جانشين پدرش ، سلام بر حسين كه جانش را تقديم نمود ، سلام بر آن كسى كه در نهان و آشكار خدا را اطاعت نمود ، سلام بر آن كسى كه خداوند شفا را در خاكِ قبرِ او قرار داد ، سلام بر آن كسى كه (محلِّ) اجابتِ دعا در زيرِ بارگاه اوست ، سلام بر آن كسى كه امامان از نسل اويند ، سلام بر فرزندِ خاتم پيامبران ، سلام بر فرزند سرور جانشينان ، سلام بر فرزند فاطمه زهراء ، سلام بر فرزند خديجه كبرى ، سلام بر فرزند سدرة المنتهى ، سلام بر فرزند جنّة المأوى ، سلام بر فرزند زمزم و صفا ، سلام بر آن آغشته به خون ، سلام بر آنكه (حُرمَتِ) خيمه گاهش دريده شد ، سلام بر پنجمينِ اصحابِ كساء ، سلام بر غريبِ غريبان، سلام بر شهيدِ شهيدان ، سلام بر مقتولِ دشمنان ، سلام بر ساكنِ كربلاء ، سلام بر آن كسى كه فرشتگانِ آسمان بر او گريستند ، سلام بر آن كسى كه خاندانش پاك و مطهّرند ، سلام بر پيشواى دين ، سلام بر آن جايگاههاى براهين و حُجَجِ الهى ، درود بر آن پيشوايانِ سَروَر، سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده، سلام بر آن لب هاى خشكيده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ، سـلام بر آن ارواحِ (از كالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـريان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحيف ، سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)، سلام برآن بانوانِ بيرون آمده (از خيمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانيان، سلام برتو (اى حسين بن على) و بر پدرانِ پاك و طاهِـرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهيدت، سلام بر تو و بر خاندانِ يارى دهنده ات (به دين الهى)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن كشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر على اكبر، سلام بر آن شير خوارِ كوچـك، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، سلام بر آن خانواده اى كه نزديك (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاك افتادگان در بيابان ها، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خويش براى خدا) و شكيبا، سلام بر آن مظلومِ بى ياور، سلام بر آن جاى گرفته در خاكِ پاك، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه، سلام بر آن كسى كه ربّ جليل او را پاك و مطهّر گردانيد، سلام بر آن كسى كه جبرئيل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن كسى كه ميكائيل در گهواره با او تكلّم مى نمود، سلام بر آن كسى كه عهد و پيمانش شكسته شد، سلام بر آن كسى كه پرده حُرمَتش دريده شد، سلام برآن كسى كه خونش به ظلم ريخته شد، سلام برآنكه با خونِ زخم هايش شست و شو داده شد، سلام بر آنكه از جام هاى نيزه ها جرعه نوشيد، سلام بر آن مظلومى كه خونش مباح گرديد، سلام بر آنكه در ملأ عام سرش بريده شد، سلام بر آنكه اهل قريه ها دفنش نمودند، سلام بر آنكه شاهرَگش بريده شد، سلام بر آن مدافعِ بى ياور، سلام بر آن مَحاسنِ به خون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاك آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده ، سلام برآن سرِ بالاى نيزه رفته، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عريانى كه در بيابان ها(ىِ كربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى كه بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى كِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع كرده اند،و در آستانِ تو طواف مى كنند، و براى زيارت تو وارد مى شوند، سلام برتو، من به سوى تو رو آورده ام، وبه رستگارى درپيشگاه تواميدبسته ام، سلام برتو، سلامِ آن كسى كه به حُرمتِ توآشناست، و درولايت ودوستىِ تومُخلص و بى ريا است ، وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته، و ازدشمنانت بيزاراست، سلام كسيكه قلبش ازمصيبت تو جريحه دار، و اشكش به هنگام يادتو جارى است، سلام كسيكه دردناك وغمگين وشيفته وفروتن است، سلام كسيكه اگرباتودركربلاء مى بود، باجانش(دربرابرِ)تيزىِ شمشيرها ازتو محافظت مى نمود،و نيمه جانش رابه خاطرتوبدست مرگ مى سپرد، و درركاب تو جهاد ميكرد، و تورابرعليه ستمكاران يارى داده،جان وتن ومال وفرزندش رافداى تو مى نمود، وجانش فداى جان تو، وخانواده اش سپربلاىِ اهل بيت تومى بود، اگرچه زمانه مرابه تأخير انداخت، ومُقدَّرات الهى مراازيارىِ تو بازداشت، ونبودم تاباآنانكه باتو جنگيدند بجنگم، وباكسانيكه باتواظهاردشمنى كردندخصومت نمايم،(درعوض)صبح وشام برتو مويِه ميكنم، وبه جاى اشك براى توخون گريه ميكنم، ازروى حسرت و تأسّف و افسوس برمصيبت هائى كه برتو واردشد،تاجائى كه ازفرط اندوهِ مصيبت، و غم و غصّه و شدّتِ حزن جان سپارم

..طلوع کن ای آفتاب..

..طلوع کن ای آفتاب..
*این الشـموس الطالعـه!*
خطبه رسول گرامي اسلام پيرامون ماه مبارک رمضان

شيخ صدوقعليه الرّحمهبه سند خود از حضرت امام رضا ـعليه السّلامـ از پدران بزرگوارش از حضرت اميرالمؤمنين ـعليه السّلامـ روايت كرده است كه فرمود: پيغمبر اكرم ـصلّىالله عليه وآله وسلّمـ روزى براى ما خطبه خواند و فرمود:

اى مردم! به درستى كه ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است. ماهى كه نزد خدا بهترين ماهها، روزهايش بهترين روزها، شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات است. ماهى كه در آن به ضيافت خدا خوانده و از اهل كرامت خدا قرار داده شدهايد.

نفسهاى شما در آن ثواب تسبيح دارد و خواب شما در آن عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاى شما در آن مستجاب است؛ پس با نيّتهاى راست و دلهاى پاك، از خدا درخواست كنيد كه شما را براى روزه و تلاوت قرآن توفيق دهد.

به درستى كه شقى و بد عاقبت، كسى است كه از آمرزش خدا در اين ماه بزرگ محروم شود و به گرسنگى و تشنگى خود در اين ماه، گرسنگى و تشنگى روز قيامت را ياد كنيد.

و بر فقيران و مسكينان خود صدقه دهيد، سالمندان را احترام نماييد، بر صغار و خُردسالان رحم كنيد؛ و صله ارحام نماييد و زبانهاى خود را -از آن چه نبايد گفت- و چشمهاى خود را از آن چه نبايد به آن نگاه كرد، نگاه داريد؛ و گوشهاى خود را از آن چه نبايد شنيد حفظ كنيد، و با يتيمان مردم مهربانى كنيد، تا با يتيمان شما مهربانى شود.


ادامه‌‌ی مطلب
«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 20 شهریور1387 ساعت 3:14 میخوش
محض یار مهربان
دوستان عزیزو گرانقدرم سلام ، بابت تاخیر نسبتا طولانیم عذرمی خوام . شما که بهتر می دونیدکار برای آقا توفیق می خواهد و عنایتی از جانب خود حضرت، تاآقا نخوان نمی شه

آمدم تا به اذن یار قدمی دیگر بردارم .

عاشق دلداده را در دل بجز دلدار نيست
نقش بر لوح ضميرش غير نام يار نيست
تا به كى در كوچه و بازار جوئى يار را
يار ما را مسكن اندر كوچه و بازار نيست
عكس جانان را كجا بينى تو در مرآت دل
گر تو را آئينه دل پاك از زنكار نيست
بگذر از سوداى وصل و لاف از عشقش مزن
تا تو را بر سر به جز فكر سر و دستار نيست
كى تواند ديد حسن طلعت دلدار را
آنكه باشد ديده اش بيدار و دل بيدار نيست
از گلستان وصالش كى گلى آرد بكف
هر كه در گلزار وصلش خوار همچون خار نيست
با هزاران جلوه خورشيد رخسارش هنوز
چشم چون خفاش غافل قابل ديدار نيست
هيچ داند از چه پنهان است در عين ظهور
علت پنهانيش جز كثرت اظهار نيست
يار را تا چند جوئى قدسيا در هر ديار

  در ديار عشق غير از يار ما ديار نيست

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 1 شهریور1387 ساعت 12:8 میخوش
زهرا سلام الله علیها ، اساس خلقت

ضمن روایات فراوانی آمده است که اساس و علت خلقت، اهل بیت علیهم السلام هستند. خداوند به پیامبر اکرم (ص) فرمود: اگر تو نبودی، افلاک را خلق نمی کردم؛ و رسول گرامی اسلام خطاب به حضرت زهرا(س) فرمود: اگر تو نبودی خداوند زمین و آسمان را خلق نمی کرد.

در روایات ذکر شده است بعد از هبوط حضرت آدم(ع) به زمین و ناله و زاری کردن او، خداوند کلماتی را به وی آموخت و افرادی را به حضرت معرفی کرد که آنها را علل خلقت هستی معرفی نمود.

" فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه." (بقره / 37)

پس حضرت آدم (ع) از حضرت حق کلماتی را فرا گرفت و آن کلمات را وسیله - قبول - توبه خویش قرار داد.

درباره این آیه احادیثی نقل شده که بسیار فوق العاده است و با توجه به آیه مذکور و این روایات، انسان می تواند به خوبی درک نماید که حضرت صدیقه علیهاالسلام، علت خلقت است و یکی از اسباب آفرینش جهان می باشد؛ یعنی همانطور که رسول اکرم(ص)، امیرالمؤمنین و حسنین علیهم السلام سبب خلقتند، حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز یکی از علل آفرینش است و معقول نیست کسی علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد.

در این باره دو روایت، یکی از حضرت علی علیه السلام و دیگری از جناب ابن عباس نقل می کنیم:

1- روایتی که از وجود مقدس حضرت علی علیه السلام رسیده است و جمعی از حفاظ عامه آن را ذکر کرده اند چنین است:

حضرت علی علیه السلام می فرماید: از پیامبراکرم(ص) معنای آیه شریفه ی " فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه" را سؤال کردم، فرمود: هنگامی که خدای تعالی، آدم را در هند، و حوّا را در جدّه فرود آورد… -حضرت آدم مدتها گذشت که اشک غم بر چهره می ریخت- تا این که خدای تعالی جبرئیل را نازل کرد و فرمود:

یا آدم، آیا من ترا به دست - قدرت - خودم نیافریدم؟ آیا از روح خود بر تو ندمیدم؟ و ملائک را به سجده کردن بر تو فرمان ندادم؟ و حوّا را به ازدواج تو در نیاوردم؟ حضرت آدم عرض کرد: بله، خطاب آمد: پس این گریه (مداوم) تو از چیست؟ عرض کرد: خدایا، چرا گریه نکنم، که از جوار رحمت تو رانده شده ام. خدای تعالی فرمود: اینک این کلمات را فراگیر که به وسیله آن، خدا توبه تو را قبول می کند و گناهت را می بخشد، بگو یا آدم: خدایا، تو پاک و منزهی، نیست خدایی جز تو، من بد کردم و به خود ستم روا داشتم، پس به حق محمد و آل محمد، مرا ببخش، به درستی که تو بخشنده و مهربان هستی.

پیامبر اکرم در پایان سخن فرمود: این است آن کلماتی که خدای تعالی به حضرت آدم آموخته است. گویی خدای متعال حضرت آدم را با این کلمات تسلی داده است که اگر از جوار رحمت من دور شده ای، اینک ارزش فرا گرفتن این کلمات گرانقدر، عوض، هم سنگ و برابر جوار رحمان و هم تراز فردوس و جنان است، و جبران آن نعمتی که از آن محروم شده ای.

2- روایت دیگر در همین موضوع از ابن عباس است که از پیامبراکرم(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود:

بعد از آن که خدای تعالی آدم(ع) را آفرید، حضرت آدم عطسه کرد و با الهام خدایی "الحمد لله رب العالمین" گفت. خدای تعالی در جواب او فرمود: "یرحمکَ ربّک" رحمت خدا بر تو باد.

هنگامی که فرشتگان بر حضرت آدم سجده کردند، تکبر به او راه یافت و در حالی که بر خود می بالید عرض کرد: پروردگارا، آیا مخلوقی که نزد تو محبوبتر از من باشد، آفریده ای؟ و این سؤال را سه بار تکرار کرد و هر سه بار بی جواب ماند، دفعه سوم که حضرت آدم(ع) سؤال خود را بازگو می کرد، متوجه گردید که سؤال بی پاسخ او، سخن به جایی نبوده است، آنگاه از جانب پروردگار خطاب آمد:

بله، ای آدم، مخلوقاتی از تو محبوبتر دارم، که اگر آنها به وجود نمی آمدند، ترا نیز نمی آفریدم.

عرض کرد: پروردگارا آنها را به من نشان بده.

در آن هنگام از جانب خدای تعالی به فرشتگان درگاه الهی وحی شد: پرده ها را کنار بزنید. چون حجاب ها برداشته شد، از پشت پرده ی غیب، پنج شبح ظاهر شدند که در پیشگاه عرش ایستاده بودند.

حضرت آدم عرض کرد: پروردگارا اینان کیستند؟

خطاب آمد: این پیامبر من، این علی امیرالمؤمنین پسر عمّ او، این فاطمه دخترش و این دو، حسن و حسین، پسران علی، فرزندان پیامبر من هستند. و پس از معرفی نام های آنها، خدای تعالی فرمود: یا آدم، اینان مقام اول را دارا هستند و درجاتشان بسیار عالی است و مرتبه تو، تالی مقام والای اینها می باشد.

و بعدها وقتی که حضرت آدم مرتکب و مبتلای آن ترک اولی شد، عرض کرد:

پروردگارا، از تو مسئلت دارم که به حق محمد، و علی، و فاطمه و حسن و حسین از خطای من درگذری؛ پس دعایش مستجاب شد و مشمول عفو و آمرزش خدای تعالی قرار گرفت و این است معنای آیه شریفه که خدا می فرماید: پس آدم کلماتی از پروردگارش فراگرفت که به وسیله آن کلمات توبه او مورد قبول واقع گردید.

ابن عباس، سپس روایت را چنین ادامه می دهد که پیغمبر(ص) فرمود: هنگامی که آدم(ع) بر زمین فرود آمد، انگشتری برای خود ساخت که نقش نام مبارک پیامبر اعظم اسلام "محمد رسول الله" بود و ابی محمد، کنیه او شد.

منبع:

1- تفسیر نمونه،ج 1.

2- درّالمثور، سیوطی،ذیل آیه مورد نظر.

میلاد پرسرور سیده زنان عالم ، انسیه حوراحضرت فاطمه زهرا سلام

الله علیها بر مهدی فاطمه وهمه محبین وعاشقان ال الله مبارکباد

 

 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ یکشنبه 2 تیر1387 ساعت 16:47 میخوش
حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین

شهادت بانوی بانوان عالم صدیقه طاهره فاطمه زهرا ام الائمه سلام الله علیها

را محضر مبارک آقا بقیةالله ارواحنا فداه

 وهمه محبین وعاشقان ال الله تسلیت عرض می کنم

اعظم الله اجورکم یابقیةالله

 

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1)

* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این‌ كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)

فاطمه ركن علی است

از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست می‌روند.»

علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»

مددكار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم كه ....

بقیه درادامه مطلب


ادامه‌‌ی مطلب
«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ دوشنبه 30 اردیبهشت1387 ساعت 1:40 میخوش
میلاد ابالمهدی ع

میلاد ابالمهدی امام حسن العسکری علیه السلام بر فرزند خلفش

مهدی صاحب زمان وهمه محبین و شیعیانش مبارک

از عرش سروش دیگری آمده است 

 وز عالم غیب رهبری آمده است

 درهای عنایت الهی باز است

امشب که امام عسگری آمده است 


 ای گوهر پر فروغ زیبا مهدی

 ای یوسف گمگشته ی زهرا مهدی

در شام ولادت پدر ، جان پدر

تبریک مرا قبول کن یا مهدی

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت 2:12 میخوش
شباهت هاي حضرت مهدي(عج) و بهار (1)

بهار، پيام آور رويش و شادي است و امام زمان (عج) بهار آشناي دل ها و سبزي روزگاران است.

بررسي روايات نشان مي دهد، كه عصر ظهور سرشار از جلوه هاي بهاري است حتي ، از امام(ع)، به‌ عنوان‌ بهار نام‌ برده‌ شده‌ است.

اين مقاله در پي تبيين برخي شباهت هاي حضرت مهدي(عج) و بهار است. 

«السلام‌ علي‌ ربيع‌ الانام‌ و نضرة الايام»(1)
 
‌سلام‌ بر بهار مردم، خرّمي‌ دوران‌ 

پس‌ همي‌ گويند هر نقش‌ و نگار        مژده‌ مژده‌ نك‌ همي‌ آيد بهار 2

با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ امام‌ احياگر جان‌هاست‌ و هيچ‌ امري‌ به‌ اهميت‌ احياي جان‌ها نمي‌رسد؛ چنين‌ ندا سر مي‌دهد: 

شاد از وي‌ شو، مشو از غير وي‌         او بهار است و دگر ها ماه دي 

يكم: يكي از ويژگي‌هاي بهار، باران‌ فراوان، جوشش‌ نهرها و چشمه‌ساران‌ است: 

1. مهدي‌ فاطمه، خود ابر باران‌خيز، باران‌ بهاري‌ و چشمه‌ جوشان‌ است: 

الامام‌ السحاب‌ الماطر و الغيث‌ الماطل‌ و الشمس‌ المضيئه‌ و السماء الظليله‌ و الارض‌ البسيطه‌ و العين‌ الغريزه‌ و الغدير و الروضه.(3) 

امام، ابر بارنده، باران‌ پياپي، آسمان‌ سايه‌ افكن، زمين‌ گسترده، چشمه‌ جوشان، بركه‌ و گلزار است. 

2. او بر جايي‌ قدم‌ نمي‌گذارد جز آن‌ كه‌ بهاري‌ شدن‌ را به‌ آن‌ عرضه‌ مي‌كند: 

اسماعيل‌وار، چشمه‌ها را جوشان‌ مي‌سازد، چشمه‌هايي‌ كه‌ گرسنگان‌ را سير و عطش‌ تشنگان‌ را فرو مي‌نشاند: 

زو بخندد هم‌ نهار و هم بهار        در هم‌ آميزد شكوفه‌ و سبزه‌زار (4) 

فلا ينزل‌ منزلاً الا ينبت‌ منه‌ عيون‌ فمن‌ كان‌ جائعاً شبع‌ و من‌ كان‌ ظماناً روي.(5)
 
در هيچ‌ مكاني‌ اقامت‌ نمي‌گزيند جز آن‌ كه‌ از مقدم‌ او چشمه‌ها مي‌جوشد، پس‌ گرسنگان‌ سير و تشنگان‌ را سيراب‌ مي‌گرداند. 

3. به‌ بركت‌ او، آسمان‌ اشك‌ شادي‌ مي‌ريزد: چشمه‌سارها سرازير مي‌شود و زمين‌ چندين‌ برابر محصول‌ مي‌دهد. 

فعند ذلك... و تفيض‌ العيون‌ و تنبت‌ الارض‌ ضعف‌ اكلها.(6)
 
در آن‌ هنگام‌ چشمه‌سارها، سرازير و زمين‌ چندين‌ برابر محصول‌ خود مي‌روياند. 

«تعطي‌ السماء قطرها؛ آسمان، باران‌ خويش‌ را فرو مي‌فرستد.» (7)
 
4. فراواني‌ نهرها و چشمه‌ها از جلوه‌هاي‌ ديگر اين‌ بهار زيباست: 

«تزيد المياه‌ في‌ دولته‌ و تمد الانهار؛ آب‌ها در عهد او فراوان‌ مي‌شود، رودخانه‌ها پرآب‌ مي‌گردد.» (8)
 
و تعمر الارض‌ و تصفو و تزهو بمهديها و تجري‌ به‌ انهارها. (9)
 
زمين‌ به‌ وسيلهِ‌ مهدي (عج) آباد، خرم‌ و سرسبز مي‌شود و به‌ وسيلهِ‌ آن‌ چشمه‌سارها روان‌ مي‌گردد.

منابع: 
1. بحار الانوار، ج‌ 99 ص‌ 101 باب‌ 7؛ مفاتيح‌ الجنان‌ به‌ نقل‌ از سيد بن‌ طاووس، بلد الامين‌ ص‌ 286؛ با تعبير «ربيع‌ اليتام‌ و نضره` الايتام»؛ مصباح‌ كفعمي‌ ص‌ 497 با كمي تغيير.
2. مثنوي‌ معنوي، دفتر اول، 131.
3. كافي، ج‌ 1، ص‌ 198؛ تحف‌ العقول، 439.
4. مثنوي‌ معنوي، دفتر دوم، 246.
5. كمال‌ الدين، 2، 67، باب‌ 58؛ غيبت‌ نعماني، ص‌ 238، باب‌ 13.
6. ينابيع‌ الموده، ج‌ 3، ص‌ 136؛ روزگار رهايي، 601.
7. بحار الانوار، 53، ص‌ 85 باب‌ 29.
8. منتخب‌ الاثر، ص‌ 472.
9. ينابيع‌ الموده، ج‌ 3، ص‌ 78 و 132.

بقیه در پستهای بعدی انشاالله

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 14 فروردین1387 ساعت 11:48 میخوش
ویژه ولادت نبی مکرم اسلام

ولادت نبی مکرم السلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه واله و ششمین سلاله مطهرش شیخ الائمه ،صادق ال محمد ص برجمیع شیعیان ومحبین ال الله مبارکباد. 

خطبه امام صادق علیه السلام دروصف پیامبراکرم صلوات الله علیه واله:

« بردبارى ، وقار و مهربانى خدا سبب شد تا گناهان بزرگ و كارهاى‏ زشت مردم، مانع نشود كه دوست‏ ترین و شریف‏ ترین پیغمبرانش ، یعنى ‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم برگزیند.

محمد بن عبدالله(ص) در حریم عزت تولد یافت: در خاندان شرافت ‏اقامت گزید، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بیان ‏كردند و حكیمان در وصفش اندیشه نمودند. او پاكدامنى بى نظیر، هاشمى نسبى بى مانند،و بى مانندى از اهل مكه بود.

«حیا» صفت او بود و «سخاوت» طبیعتش ، به  متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏ شده بود. اوصاف خویشتن دارى‏هاى رسالت‏ بر او مهر شده بود تا آن ‏گاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پایان رسانید و حكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى ، امت‏ پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تا پدر بزرگوارش ، عبدالله ، پدرى او را به پدر دیگر تحویل داد. ولادتش در بهترین طایفه ، گرامى‏ترین نواده (بنى‏هاشم) ، شریف‏ ترین قبیله (فاطمه مخزومیه) و محفوظ ترین شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترین دامن بود.

خدا او را برگزید ، پسندید و انتخاب كرد ، سپس كلیدهاى دانش و سرچشمه ‏هاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت ‏بر بندگان و بهار جهانیان باشد.

خداوند كتابى را بر او نازل كرد ، كه بیان و توضیح هر چیزى در آن است و آن را به لغت عربى ، بدون هیچ انحرافى قرار داد ، به ‏امید این كه مردم پرهیزكار شوند. آن را براى مردم بیان كرد و معارف آن را روشن ساخت و با آن ، دینش را آشكار ساخت . واجباتى ‏را لازم شمرد ، حدودى را براى مردم وضع نمود و بیان كرد و مردم را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏ امور، راهنمایى به سوى نجات و نشانه‏ هاى هدایت ‏به سوى خدا است.

رسول خدا (ص) رسالتش را تبلیغ كرد ، ماموریتش را آشكار ساخت ، بارهاى سنگین نبوت را كه به عهده گرفته بود ، به منزل رسانید و به خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.

با برنامه‏ ها و انگیزه‏هایى كه براى مردم پى ریزى نمود و مناره‏هایى كه نشانه‏ هاى آن را برافراشت ، براى امتش خیر خواهى كرد و آنها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به یاد خدا تشویق و به راه هدایت دلالت كرد ، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت ‏نسبت ‏به مردم دلسوز و مهربان بود.»

منبع: اصول كافى ج2 ، ص332 و 333.

دوستان ارجمند وگرامی سلام ، اعیاد خجسته میلاد حضرت رسول اکرم ص وحضرت امام صادق علیهما سلام را محضرتان تبریک عرض می کنم. شایسته است عرض تسلیتی محضر وجود مقدس حضرت بقیةالله ارواحنا فداه داشته باشیم به دلیل بی حرمتیها و هتاکیهای مکرر دیوسیرتان ددمنش دانمارکی نسبت به ساحت پیامبر رحمت و هدایت صلوات الله علیه واله و عکس العمل نه چندان مناسب دولتمردان مسلمان!

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

یُریدون اَن یُطفئوا نورالله بافواههم ویَئبی الله الاّ اَن یُّتمَّ نوره ولوکَرِهَ الکافرون

کافران می خواهند که نور الهی را به نفس تیره و گفتارجاهلانه خود خاموش کنند! وخدا نگذارد

تا آنکه نور خود را درمنتهای ظهور وحداعلاءِ کمال برساند هرچند کافران ناراضی ومخالف او باشند.(آیه۳۲ سوره مبارکه توبه)

  

این مصیبت بزرگ را محضر آقا بقیةالله روحی فداه وهمه عاشقان ودوستداران پیامبررحمت ص تسلیت عرض می کنم.

مسابقه ای برای اهانت به پیامبر اعظم ص

 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ دوشنبه 5 فروردین1387 ساعت 17:10 میخوش
عیدنوروز

یا مقلب القلوب والابصار

یامدبراللیل والنهار

یامحول الحول والاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

پروردگارا ! دراین روز مبارک باظهور آخرین سلاله آفتاب هدایت حال مارا به احسن الحال مبدل فرما.

عید نوروز برشما عزیزان مبارک

اين روز به على و اولاد آن حضرت (عليهم السلام) منتسب است به نحوى كه نوروز را نام مبارك على(ع) و اين روز را روز اهل بيت و شيعيان آنها مى نامند

1- به على(ع) هديه نوروزى عطا شد، فرمود: اين (هديه) چيست؟

گفتند: يا اميرالمومنين(هديه) روز نوروز است پس على(ع) فرمود: «هر روز را براى ما نوروز بسازيد».(۱)

2- محمد بن سيرين مى گويد:به على (رضى الله عنه) هديه نوروزى عطا شد، فرمود: «هر روز را روز پيروزى قرار دهيد».

ابو اسامه مى گويد: (على) اكراه داشت از اين كه بگويد: (هر روزى) نوروز است». (۲)

3- اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه گفت: من اسماعيل پسر حماد پسر ابى حنيفه پسر نعمان پسر مرزبان از فرزندان آزاده فارس هستم. خدا اصلا ما را بنده قرار نداده است، جدم در سال هشتاد متولد شد، و او را پيش على بن ابى طالب(رضى الله عنه) بردند در حالى كه او كوچك بود، پس على براى جدم دعا كرد كه خداوند به او و به ذريه اش بركت بدهد و ما اميدواريم از جانب خدا كه اين دعا در حق ما به خاطر على مستجاب شده باشد.

اسماعيل بن حماد گفت: نعمان بن مرزبان، آن همان كسى است كه فالوذج را در روز نوروز به على هديه داد، پس على(ع) فرمود: هر روزى نوروز ماست».(۳)

۴- معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود:

همانا نوروز، همان روزى است كه پيامبر(ص) براى على(ع) در غدير خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار كردند به ولايت پس خوشا به حال كسى كه به عهد خود ثابت قدم ماند و واى به حال كسى كه آن را شكست.

و آن همان روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را به سوى وادى جن روانه كرد پس از آنها عهد و پيمان گرفت.

و آن همان روزى است كه على(ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثديه را كشت.

و آن همان روزى است كه قائم ما اهل بيت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه مى دهد، پس آن حضرت دجال را بر كناسه كوفه به دار مى كشد. و هيچ نوروزى نيست مگر آن كه ما در آن انتظار فرج را داريم، براى اين كه نوروز از ايام ماست، ايرانيان آن را حفظ كرده اند، و شما(عرب ها) آن را ضايع كرده‏ايد.

پس پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند خواست كه زنده كند قومى را كه از ترس مرگ از خانه هايشان بيرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و خداوند همه آنها را بميراند.

پس خداوند به آن پيامبر وحى كرد كه در گورهاى آنها آب بريزيد، پس ريختن آب به آنها در همين روز بود پس زنده شدند و حال اين كه سى هزار نفر بودند پس آب ريختن در روز نوروز سنت قديمى گرديد، اما هيچ كس علت آن را نمى داند مگر راسخان در علم و آن اولين روز از سال ايرانيان است.(۴)این حدیث از امام صادق علیه السلام نقل شده.

۵- و همچنين روايت شده از معلى گفت: وارد شدم بر ابى عبدالله(ع) در بامداد روز نوروز پس (حضرت) فرمودند:

اى معلى آيا اين روز را مى‏شناسى؟

گفتم: نه. و لكى روزيست كه ايرانيان از آن تجليل مى كنند و در آن به همديگر تبريك گفته و دعاى خير مى كنند.

فرمود: اين چنين نيست قسم به خانه كهن(كعبه) كه در دل (شهر) مكه است نيست اين روز مگر براى يك امر قديمى كه آن را براى تو تفسير مى كنم. تا اين كه از آن مطلع شو.

پس گفتم: اگر اين علمى را كه نزد شما را فرا گيرم براى من دوست داشتنى تر است از اين كه تا ابد زندگى كنم، و خداوند دشمنان شما را نابود كند.

فرمود: اى معلى روز نوروز همان روزيست كه خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيزى را شريك او ندانند و اين كه به رسولان و انبيإ و اوليايش ايمان بياورند و آن اولين روزيست كه خورشيد در آن طلوع كرده، و بادهاى باردار كننده در آن وزيده است و گلها و شكوفه هاى زمين آفريده شده است. و آن روزيست كه كشتى نوح(ع) به كوه جودى قرار گرفته. و آن روزى است كه در آن قومى كه از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را ميراند و سپس آنها را در اين روز زنده كرد. و آن روزيست كه جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل گرديد.

و آن همان روزيست كه ابراهيم(ع) بتهاى قوم خود را شكست. و آن همان روزيست كه رسول خدا(ص) اميرالمومنين على(ع) را بر دوش خود سوار كرد تا بتهاى قريش را از بالاى خانه خدا به پائين انداخت و آنها را خرد كرد. (۵)

۶- معلى بن خنيس از آقا امام صادق(ع) درباره نوروز روايت كرد فرمود:

هر وقت نوروز شد، پس غسل كن، و پاكيزه ترين لباسهايت را بپوش و خوش بو كن خود را با بهترين عطرهايت.

و آن روز را روزه بدار.

پس زمانى كه نافله هاى (نمازهاى ظهر و عصر) و خود نمازهاى ظهر و عصر را خوانديد پس بعد از اينها چهار ركعت نماز بخوان (به اين نحو:) در اول هر چهار ركعت سوره فاتحه الكتاب بخوان و ده بار سوره «انا إنزلناه فى ليله القدر» و در ركعت دوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه «قل يا ايها الكافرون» و در ركعت سوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه «قل هو الله إحد» و در ركعت چهارم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه سوره «ناس و خلق» را بخوان.

و بعد از خواندن اين چهار ركعت (كه به دو ركعت بايد خوانده شود) سحده شكر كن و در سجده دعا كنه(برا ي خودت) كه گناه پنجاه سال تو آمرزيده شود. (۶)

۷- روايت شده از نبى اكرم(ص) كه فرمود: براى على(ع) هفده اسم است.

پس ابن عباس گفت: يا رسول الله به ما خبر بده كه آن اسمإ چه هستند؟

پس پيامبر(ص) فرمود: اسم او نزد عرب «على» و نزد مادرش «حيدره» و در تورات «اليا» و در انجيل «بريا» و در زبور «قريا» و نزد روم «بظرسيا» و نزد فرس «نيروز» و نزد عجم «شميا» و نزد ديلم «فريقيا» و نزد كرور «شيعيا» و نزد زنج «حيم» و نزد حبشه «تبير» و نزد ترك «حميرا» و نزد ارمن «كركر» و نزد مومنين «سحاب» و نزد كافرين «مرگ سرخ» و نزد مسلمين «وعد» و نزد منافقين «وعيد» و نزد من «طاهر مطهر» است و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست خداى عزوجل. بعد پيامبر(ص) به اين دو آيه شريفه استشهاد كرد قول خداوند:

«خداوند شما را از نفس خود بيم مى دهد» و قول خداوند: «بل دستان او بازند، هر جور كه بخواهد ، انفاق مى كند». (۷)

۱.(من لا يحضره الفقيه: ج‏3، ص 300).

۲.(سنن بيهقى: ج‏1، ص 234).

۳.(الانساب: ج‏2، ص 37).

۴.دعائم الاسلام: ج‏2، ص 326.

۵ و۶.(عوالى اللئالى: ج‏3، ص 41 - المهذب البارع، بحارالانوار: ج‏56، ص 116 - وسائل الشيعه: ج‏5، ص 288).

۷.(الفضائل تإليف شاذان بن جبرئيل قمى، ص 175). 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 29 اسفند1386 ساعت 12:40 میخوش
عصاره انسانیت

قبل از این که  خدا آدم را بیافریند آدمیت را در نظر داشت ،  می دانست بذری که امروز می کارد هزاران سال بعد میوه می دهد، میلیونها نفر را آفرید و روزی داد تا از لابلای آنان ستاره هایی بدرخشند وشمع مجلس بشریت بشوند ؛ از این جمع میلیونی تنها افراد معدودی  نامشان باقی  مانده  وانگشت شماری از آنان راه وپیامشان بجا مانده است .

       تاریخ بشریت مثل فرد انسان سه دوره دارد:کودکی ، جوانی و پیری ؛ ویژگی اصلی طفولیت "بازی" است ، جوانی دو ویژگی دارد: "خشم وشهوت" ؛ دوران پیری هم ویژگی اصلی اش حاکمیت "عقل" است.

     چند هزار سال دوره ی کودکی بشر به بازی "بت" گذشت وزبان حالش این بود: "تراشیدم ، پرستیدم ، شکستم " ؛ بیش ازهزار سال است دوره ی جوانی  بشر آغاز شده است وبا خشم و شهوت همراه بوده است جنگها ولشکر کشیها ونقش آفرینی تهدید نظامی که خشم جوانی بشر بود وامثال نادر و مغول وهیتلر وناپلئون و....سردمدار آن بودند رو به افول است امروزدیگرغضب وجنگ طلبی رنگ باخته است وملتها از حربه ی خشونت باکی ندارند ؛ حتی حکومتهای مدیر و مدبر این مولفه را دراداره ی کشور بکار نمی برند چون می دانند نتیجه ی عکس می دهد، اما مشخصه ی دوم جوانی بشر یعنی شهوت همچنان با شدت نقش آفرینی می کند.در فرد انسانی هم عصبانیت وماجراجویی خیلی زودتر ازشهوت میدان جوانی را ترک می کند.

      هرگاه این مرحله نیز افول کند ویشریت وارد دوره ی سوم عمر خود گردد که حاکمیت عقل نام دارد شمیم شکوفایی "انسانیت" جهان رامعطر خواهد کرد و"عصاره ی انسانیت" ظهور می کند.

       امام خمینی (ره) در تفسیر سوره ی "والعصر" عصر را عصاره ی انسانیت دانستند که تفسیری  بسیار عالی وبی بدیل است.

      "انسانیت"  گل  قشنگ ودوست داشتنی برای همه ی عصرها ونسل هاست که حضرت مهدی  روحی فداه پرچم شکفتن آن را برفراز بلند ترین قله های جهان به اهتزاز در می آورند.

       آری ماهرچه به سوی عقلانیت پیش برویم رو به انسانیت گام برداشته ایم .

       وقتی دوران "ظهورانسانیت" شد زندگی واقعی وبی دغدغه ی شیرین بشر آغاز خواهد شد ومدت بسیار طولانی حیات طیبه ی انسان ادامه می یابد.

       در آن دوره عدالت وصلح وامنیت جای بی عدالتی وخشونت وناامنی راخواهد گرفت ؛ صفاو صداقت وامانت به جای دورنگی ودروغ وخیانت می نشیند ؛ عزت وسرافرازی ، حاکم وذلت و سرسپردگی خانه نشین می شود ؛ مرز منیت ، حذف ومغز انسانیت به کار می افتد ؛ سقف یاس و بدبینی فرو می ریزد وآسمان  امید واعتماد جلوه می کند ؛ کویرخشک مغزی وتحجر برچیده ، گلهای باغ  آزاد اندیشی چیده خواهد شد؛باران رحمت الهی سرازیرو رفاه وآبادانی فراگیرمی شود"هیئت  دولت" کریمه مهدی (عج) 313 نفرند که55 نفر آنان زن هستند وکل جهان را اداره می کنند.

      منتظر آدینه ای هستیم که سینه هاََََ آیینه شده اند وچونان دریایی زلال آسمان وستارگان زیبا وماه

وخورشید فروزان خوبی ها رابه نمایش می گذارد.

 

                                              

                                    
   

  برگرفته از وبلاگ شریعه                                                   

                                                           

 

شهادت مظلومانه پدر عظیم الشان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه رامحضر آن امام همام وشما عزیزان تسلیت عرض میکنم 

ونیز آغاز حکومت حضرت صاحب الامرعج راتبریک وشادباش     

به امید تحقق دولت کریمه حضرت بقیةالله الاعظم روحی فداه                                             

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 22 اسفند1386 ساعت 0:43 میخوش
رحلت پیامبراعظم

رحلت نبی مکرم اسلام محمدمصطفی صلوات الله علیه وسبط اکبرش امام حسن مجتبی علیه السلام پیشگاه آقابقیةالله عج ودوستداران وشیعیان ال الله تسلیت باد.  

عبدالله بن مسعود گويد:

پيامبراكرم(ص)يك ماه قبل از رحلت، ما را از وفات خود آگاه‏نمود... عرض كرديم: اى رسول خدا! رحلت‏شما در چه موقع خواهدبود؟ فرمود: فراق نزديك شده و بازگشت‏به سوى خداوند است.

زمانى نيز فرمود: نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق رااجابت نمايم و من دو چيزگران در ميان شما مى‏گذارم و مى‏روم: كتاب خدا و عترتم، اهل‏بيتم... و خداوند لطيف و آگاه به من خبرداد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود.

روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بن‏ابى‏طالب(ع)تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: به من خبر داده‏اند شما از مرگ‏پيامبر خود درهراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم‏پيوست و شما نيز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد... .

در فرصتى ديگر مردم را به رعايت‏حقوق انصار سفارش و در خطاب‏به انصار فرمود: اى گروه انصار، زمان فراق و هجران نزديك است، من دعوت شده ودعوت را پذيرفته‏ام... بدانيد دو چيز است كه از نظر من بين آن‏دو هيچ تفاوتى نيست. اگر بين آن دو مقايسه شود به اندازه تارمويى بين آن دو فرقى نمى‏گذارم. هركس يكى را ترك كند مثل اين‏است كه آن ديگرى راهم ترك كرده است... آن دو كتاب آسمانى واهل‏بيت رسالت هستند... سفارش مرا در مورد اهل‏بيت من رعايت كنيدو...

(نيز فرمود:)آيا شما را به چيزى راهنمايى نكنم كه اگر بدان‏چنگ زنيد، پس از آن هرگز به ضلالت نيفتيد؟ گفتند: بلى، اى رسول‏خدا. فرمود: آن(چيز)على است. با دوستى من دوستش بداريد و به‏احترام و بزرگداشت من، او را محترم و بزرگ بداريد. آنچه گفتم‏جبرئيل از طرف خداوند به من دستور داده بود.

ابن حجر هيثمى گويد: پيامبر اكرم(ص)در بيمارى خود كه به‏رحلتش انجاميد، فرمود:

مرگ من به همين زودى فرا مى‏رسد و من سخن خود را به شمارساندم و ... بقیه درادامه مطلب


رسول اکرم صلی الله علیه واله درمورد ثواب گریه بر امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«هنگامی که فرزندم، حسن با زهر به شهادت برسد، ملائکه‌ی هفت آسمان و مرغان هوا و ماهیان دریا بر او گریه خواهند کرد. هر کس بر او بگرید، در روزی که دیده‌ها کور شود ( روز قیامت )، دیده‌اش کور نگردد؛ هر کس بر مصیب او اندوهناک شود، در روزی که همه دل‌ها اندوهناک می‌گردد، دلش اندوهگین نگردد، و هرکس در بقیع او را زیارت کند، در روزی که قدم‌ها بر صراط لرزان است، قدمش ثابت و استوار خواهد ماند.»


ادامه‌‌ی مطلب
«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 17 اسفند1386 ساعت 7:24 میخوش
الا لعنةالله علی القوم الظالمین

کلیپ محکومیت حمله وحشیانه رژیم ملعون صهیونیستی به مردم مظلوم غزه

اگر خواستید در وبلاگ هم از کلیپ استفاده کنید کد زیر را کپی کنید:


«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 10 اسفند1386 ساعت 23:34 میخوش
اربعین حسینی

        اعظم الله اجورکم واجورنا یاصاحب الزمان  

 

         بيستم صفر روز اربعين شهادت امام حسين(ع) و يارانش است.

در اين روز جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى وارد كربلا گرديد و قبر مطهر امام حسين(ع)  را زيارت كرد. او نخستين زايرى بود كه با معرفت، موفق به زيارت قبر آن حضرت گرديد.

جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى كه در هنگام شهادت امام حسين(ع) ، به احتمال زياد در مدينه حضور داشت و از قيام و شهادت آن حضرت بى‏اطلاع بود، پس از آگاهى از جنايت سپاهيان يزيد و شهادت امام حسين(ع)  و ياران وفادارش در كربلا، عازم كوفه گرديد تا از اين رويداد بزرگ، به خوبى آگاه شود.

وى، پس از اطلاع كامل از نحوه شهادت و به دست آوردن نشانى محل شهادت امام حسين(ع) ، عازم سرزمين كربلا گرديد و نخستين كسى بود كه توفيق زيارت قبر امام حسين (ع) را به دست آورد و پايه‏گذار سنت حسنه زيارت مرقد پيشواى شهيدان، حضرت امام حسين(ع)  گرديد.

در اين جا ماجراى زيارت جابر را از كتاب بشارةالمصطفى، به نقل از كتاب منتهى‏الآمال شيخ‏عباس‏قمى بيان مى‏كنيم:

عطيّة بن ‏سعد بن ‏جناده عوفى ‏كوفى كه از روات اماميه است و اهل‏سنت در رجال، تصريح كرده‏اند به صدق او در حديث، گفت: ما بيرون رفتيم با جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى به جهت زيارت قبر حضرت حسين عليه‏السلام. پس زمانى كه به كربلا وارد شديم، جابر نزديك فرات رفت و غسل كرد، پس جامه را لنگ خود كرد و جامه ديگر را بر دوش افكند. پس گشود بسته‏اى را كه در آن سُعد بود و به پاشيد از آن بر بدن خود. پس به جانب قبر روان شد و گامى برنداشت مگر با ذكر خدا، تا نزديك قبر رسيد. مرا گفت تا دست مرا به قبر گذار. من دست وى را به قبر گذاشتم. چون دستش به قبر رسيد بى‏هوش بر روى قبر افتاد. پس آبى بر وى پاشيدم تا به هوش آمد و سه بار گفت: يا حسين! پس گفت: حَبيبٌ لا يُجيبُ حَبيبَهُ؛ آيا دوست، جواب نمى‏دهد دوست خود را؟ پس گفت: كجا توانى جواب دهى و حال آن كه در گذشته از جاى خود رگ‏هاى گردن تو و آويخته شده بر پشت و شانه تو، و جدايى افتاده بين سر و تن تو. پس شهادت مى‏دهم كه تو مى‏باشى فرزند خيرالنّبيين و پسر سيّد المؤمنين و فرزند هم‏سوگند تقوى و سليل هدى و خامس اصحاب كساء و پسر سيّد النقباء و فرزند فاطمه سيّده زن‏ها، و چگونه چنين نباشى و حال آن كه پرورش داده تو را پنجه سيّد المرسلين و پروريده شدى در كنار متقين و شير خوردى از پستان ايمان و بريده شدى از شير با سلام و پاكيزه بودى در حيات و ممات. همانا دل‏هاى مؤمنين خوش نيست به جهت فراق تو و حال آن كه شكى ندارد در نيكويى حال تو. پس بر تو باد سلام خدا و خشنودى او. و همانا شهادت مى‏دهم كه تو گذشتى بر آن چه گذشت بر آن برادر تو يحيى‏ بن‏ زكريّا. پس جابر برگردانيد چشم خود را بر دور قبر و شهدا را سلام كرد، بدين طريق:

اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَيَّتُهَا الْاَرْواحُ الَّتى حَلَّتْ بِفِناءِ قَبْرِ الْحُسَينِ عَلَيه السَّلامُ وَ اَناخَتْ بِرَحْلِهِ، اَشْهَدُ اَنَّكُمُ اَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكوةَ وَ اَمَرْتُمْ بِالمَعْروُفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جاهَدْتُمُ الْمُلْحِدينَ وَ عَبَدْتُمُ اللّهَ حَتّى آتيكُمُ الْيَقينُ.

 

این قافله سودای زیارت کربلا در اربعین دارد .....

پس گفت: سوگند به آن كه برانگيخت محمد (صلّى الله عليه و آله) را به نبوت حقه كه ما شركت داريم(شما را در آن چه داخل شديد در آن.)

عطيّه گفت: به جابر گفتم: چگونه ما با ايشان شركت كرديم و حال آن كه فرود نيامديم ما وادى‏اى را، و بالا نرفتيم كوهى را و شمشيرى نزديم؟ و اما اين گروه، پس جدايى افتاده مابين سر و بدنشان، و اولادشان يتيم و زنانشان بيوه گشته‏اند.

جابر گفت: اى عطيه! شنيدم از حبيب خود رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) كه مى‏فرمود: هر كه دوست دارد گروهى را، با ايشان محشور شود و هر كه دوست داشته باشد عمل قومى را، شريك شود در عمل ايشان. پس قسم به خداوندى كه محمد (صلى اللّه عليه و آله)را براستى برانگيخته كه نيّت من و اصحابم بر آن چيزى است كه گذشته بر او حضرت حسين (عليه السلام) و ياورانش.

به اين ترتيب، جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى نه تنها خود موفق به زيارت ابا عبدالله‏ الحسين(ع)  گرديد، بلكه با رفتار و گفتار خود، زيارت امام حسين(ع)  و ساير شهيدان كربلا را در ميان دوستداران اهل‏بيت(ع)  رواج داد.

1- نك: منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 444 و وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 194


 اربعین حسینی بر عاشقان و دوستداران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

تسلیت باد.

 

باز دلم خون شد و چشمم گریست

آنکه درین روز چون من نیست کیست؟

باز دگر باره رسید اربعین

جوش زند خون حسین از زمین

غرق تلاطم شده بحر محیط

یک سره درد است بساط بَسیط

شد چهلم روز عزای حسین

جان جهان باد فدای حسین

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 8 اسفند1386 ساعت 15:12 میخوش
رقیه بنت الحسین علیهماسلام

السلام علیک یارقیه بنت الحسین علیه السلام

آخرين ديدار امام حسين عليه السلام با حضرت رقيه عليها السلام  


وداع امام حسين عليه السلام در روز عاشورا با اهل بيت عليه السلام صحنه اى بسيار جانسوز بود، ولى آخرين صحنه دلخراش و جگر سوز، وداع ايشان با دخترى سه ساله بود كه ذيلا مى خوانيد:
هلال بن نافع ، كه از سربازان دشمن بود، مى گويد: من پيشاپيش صف ايستاده بودم . ديدم امام حسين عليه السلام ، پس از وداع با اهل بيت خود، به سوى ميدان مى آيد در اين هنگام ناگاه چشمم به دختركى افتاد كه از خيمه بيرون آمد و با گامهاى لرزان ، دوان دوان به دنبال امام حسين عليه السلام شتافت و خود را به آن حضرت رسانيد. آنگاه دامن آن حضرت را گرفت و صدا زد:
يا ابه ! انظر الى فانى عطشان .
بابا جان ، به من بنگر، من تشنه ام
شنيدن اين سخن كوتاه ولى جگر سوز از زبان كودكى تشنه كام ، مثل آن بود كه بر زخمهاى دل داغدار امام حسين عليه السلام نمك پاشيده باشند. سخن او آنچنان امام حسين عليه السلام را منقلب ساخت كه بى اختيار اشك از ديدگانش جارى شد. با چشمى اشكبار به آن دختر فرمود:
الله يسقيك فانه وكيلى . دخترم ، مى دانم تشنه هستى خدا ترا سيراب مى كند، زيرا او وكيل و پناهگاه من است .
هلال مى گويد: پرسيدم ((
اين دخترك كه بود و چه نسبتى با امام حسين عليه السلام داشت ؟))
به من پاسخ دادند: او رقيه عليها السلام دختر سه ساله امام حسين عليه السلام است . ۱

به ياد لب تشنه پدر آب نخورد!  


عصر عاشورا كه دشمنان براى غارت به خيمه ها ريختند، در درون خيمه ها مجموعا 23 كودك از اهل بيت عليهم السلام را يافتند.
به عمر سعد گزارش دادند كه اين 23 كودك ، بر اثر شدت تشنگى در خطر مرگ هستند.
عمر سعد اجازه داد به آنها آب بدهند. وقتى كه نوبت به حضرت رقيه عليها السلام رسيد آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوى قتلگاه حركت كرد.
يكى از سپاهيان دشمن پرسيد: كجا مى روى ؟ حضرت رقيه عليها السلام فرمود: ((
بابايم تشنه بود. مى خواهم او را پيدا كنم و برايش آب ببرم ))
او گفت : آب را خودت بخور. پدرت را با لب تشنه شهيد كردند!
حضرت رقيه عليه السلام در حاليكه گريه مى كرد، فرمود: ((
پس من هم آب نمى آشامم )) ۲

نيز در كتاب مفاتيح الغيب ابن جوزى آمده است كه ، صالح بن عبدالله مى گويد: موقعى كه خيمه ها را آتش زدند و اهل بيت عليه السلام رو به فرار نهادند، دخترى كوچك به نظرم آمد كه گوشه جامه اش آتش گرفته ، سراسيمه مى گريست و به اطراف مى دويد و اشك مى ريخت . مرا به حالت او رحم آمد. به نزد او تاختم تا آتش جامه اش را فرو نشانم . همين كه صداى سم اسب مرا شنيد اضطرابش بيشتر شد. گفتم : اى دختر، قصد آزارت ندارم . بناچار با ترس ايستاد. از اسب پياده شدم و آتش جامه اش را خاموش ‍ نمودم و او را دلدارى دادم . يكمرتبه فرمود: اى مرد، لبهايم از شدت عطش ‍ كبود شده ، يك جرعه آب به من بده . از شنيدن اين كلام رقتى تمام به من دست داده ظرفى پر از آب به او دادم . آب را گرفت و آهى كشيد و آهسته رو به راه نهاد. پرسيدم : عزم كجا دارى ؟ فرمود: خواهر كوچكترى دارم كه از من تشنه تر است . گفتم مترس ، زمان منع آب گذشت ، شما بنوشيد گفت : اى مرد سوالى دارم ، بابايم حسين عليه السلام تشنه بود، آيا آبش دادند يا نه ! گفتم : اى دختر نه والله ، تا دم آخر مى فرمود: (اسقونى شربه من الما) مى فرمود: يك شربت آب به من بدهيد، ولى كسى او را آبش نداد بلكه جوابش را هم ندادند.
وقتى كه آن دختر اين سخن را از من شنيد، آب را نياشاميد، بعضى از بزرگان مى گويند اسم او حضرت رقيه خاتون عليها السلام بوده است . ۳

كناره سجاده ، چشم به راه پدر بود

  
از كتاب سرور المومنين نقل شده است : حضرت رقيه عليها السلام هر بار هنگام نماز، سجاده پدر را پهن مى كرد، و آن حضرت بر روى آن نماز مى خواند. ظهر عاشورا نيز، طبق عادت ، سجاده پدر را پهن كرد و به انتظار نشست . ولى پس از مدتى ، ناگهان ديد شمر وارد خيمه شد.
رقيه عليها السلام به او گفت : آيا پدرم را نديدى ؟ شمر بعد از آنكه آن كودك را در كنار سجاده ، چشم به راه پدر ديد، به غلام خود گفت : اين دختر را بزن . غلام به اين دستور عمل نكرد. شمر خود پيش آمد و چنان سيلى به صورت آن نازدانه زد كه عرش خداوند به لرزه در آمد.

الا لعنةالله علی القوم الظالمین       

منابع:

۱.سرگذشت جانسوز حضرت رقيه عليها السلام ص 22 به نقل از الوقايع و الحوادث محمد باقر ملبوبى ج 3 ص 192
۲. سرگذشت جانسوز حضرت رقيه عليها السلام ص 29 به نقل از ثمرات الحياه ج 2، ص 38
۳. حضرت رقيه عليها السلام شيخ على فلسفى ص 13

شهادت نازدانه اباعبدالله الحسین علیه السلام را محضر قطب عالم امکان آقابقیةالله روحی فداه

ودوستداران وعاشقان ال الله علیهم السلام تسلیت عرض می کنم.  

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 24 بهمن1386 ساعت 12:24 میخوش
نقش آفرینی حضرت صاحب الامرعج درپیروزی انقلاب اسلامی


         

 والفجر ولیال ٍ عشر       

یکی از مسائل مهم و حیاتی که در معادلات سیاسی سیاستمداران ایران و جهان به آن خیلی توجه نمی شود در حالی که مهمترین مؤلفه پیروزی انقلاب بشمار می آید، نقش ولایت و امام زمان علیه السلام در پیروزی انقلاب اسلامی ایران است.

سیاستمداران همیشه با عینک سیاسی و مادی خود، با تحلیل اطلاعات و نتایجی که در جامعه می بینند نظریه ای را مطرح کرده بدون آنکه به سرچشمه اصلی این انقلاب یعنی عنایات و توجهات امام زمان علیه السلام توجه کنند.

پیروزی پیرمردی روحانی با دست خالی و فقط متکی بر مردم آنهم مردمی مستضعف و پابرهنه بر استعمار پیر غرب و شرق، خود مؤید این نکته است که در پشت صحنه انقلاب، نیروی الهی قوی وجود دارد که از همان زمان شروع تاکنون آن را هدایت کرده و می کند.

• یکی از علمای فاضل (مرحوم فاضل) نقل می کند: در نجف به خدمت امام رسیدم و خواستم امام را از ادامه انقلاب و مبارزه با شاه منع کنم. با امام صحبت کردم و نیم ساعت استدلال کردم که امام دست از مبارزه بردارد. گفتم: امام برجایتان بنشینید، صاحبخانه نمی تواند مستأجر را از خانه بیرون کند شما می خواهید شاه را از مملکت بیرون کنید. آنقدر استدلال کردم که مطمئن شدم امام راضی شدند. سپس امام با حالت آرامی جواب دادند: «یعنی نستجیر بالله امام زمان دروغ می فرمایند شاه باید برود؟» 
  

       

• روز 22بهمن 1357 از سوی حکومت، حکومت نظامی اعلام شد. امام هم دستور دادند روز 22بهمن مردم راهپیمایی کنند. و این قطعاً منجر به کشتار زیادی از مردم می شد. بعضی به آیت لله طالقانی مراجعه کردند که به امام بگویید راهپیمایی را تعطیل کنند. آیت الله طالقانی با امام تلفنی تماس گرفته و سپس منقلب می شوند. سپس می گویند: به امام اصرار کردم؛ ایشان در جواب فرمودند: اگر دستور من بود بله ولی اگر دستور امام زمان علیه السلام باشد بازهم اصرار می کنید نه. فهمیدم که حکم از جای دیگری رسیده است.

• قضیه طوفان شن در صحرای طبس، آمدن نور سبزی از مشهد و سپس ایجاد طوفان و نابود شدن هلی کوپترها و شکست مفتضحانه آمریکایی ها آیا دلیلی جز این دارد؟

• کودتای نوژه از موارد دیگری است که مؤید این نکته است.

• مأموران کلانتری تهران، شب دنبال دزدی می روند. دزد فرار می کند و از دیوار باغی داخل باغ می پرد. مأموران هم دنبالش می روند. داخل باغ سگهایی (2 عدد) دنبال دزد می کنند و دزد وارد زیرزمین می شود. مأموران داخل زیرزمین می شوند و می بینند، زیرزمین پر از اعلامیه های کودتا است. اینگونه کودتا کشف و خنثی شد. و سپس امام فرمودند: این سگها مأمور بودند از جانب خدا برای حفظ انقلاب.

• هشت سال دفاع مقدس، کشوری با دست خالی و مقابل چهل کشور مسلح دنیا با نتیجه 1000 بر صفر پیروز شود. آیا چیزی جز امداد الهی است؟

برگرفته از سایت یوسف زهرا

       

فرا رسیدن دهه شکوهمند فجر برفجرآفرینان غیورو شما عزیزان مبارک باد. 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 10 بهمن1386 ساعت 11:28 میخوش
خطبه حضرت زین العابدین ع در شام

از درخشانترين صفحات زندگى پيام بر كربلا، سخنان شكننده و افشاگرانه او در مسجد اموى شام است. امام على ‏بن‏ الحسين(ع) در اين سفر و در اين صحنه، در لباس اسارت همان‏ جهاد عظيمى را انجام داد كه حسين ‏بن ‏على(ع) در كربلا در قالب خون و شهادت به انجام رسانده بود. او با يك خطبه، انقلاب شگفتى در قلمرو امپراتورى شام به وجود آورد و تحولى بزرگ در مردم آن سامان كه چهل سال در زير تبليغات مسموم معاويه خو گرفته بودند، ايجاد نمود.

روزى يزيد، خطيب دربارى خود را به منبر فرستاد. او در مذمت و نكوهش على(ع) و حسين(ع) و نيز در مدح معاويه و يزيد سخن گفت. امام على ‏بن‏ الحسين(ع) از ميان جمعيت فرياد بر آورد:

واى بر تو اى خطيب! خشنودى خلق را به خشم خداوند خريدى و جايگاهت را در آتش دوزخ قرار دادى.

نگاه از يزيد خواست تا رخصت دهد بالاى آن چوب برود و سخنى چند كه خشنودى خدا و پاداش براى حاضران را در پى دارد براى مردم بگويد. يزيد على ‏رغم اينكه هيچ‏گونه تمايلى به اين كار نداشت و گفته بود كه اگر آن جوان برفراز منبر رود او و خاندان ابوسفيان را رسوا خواهد كرد، با اصرار مردم به على ‏بن‏ الحسين اجازه سخن داد.

امام سجاد(ع) بر منبر رفت و چنين فرمود:

مردم! خداوند به ما خاندان پيامبر(ص) شش امتياز ارزانى داشته و با هفت فضيلت بر ديگران برترى بخشيده است: شش امتياز ما اين است كه خدا به ما علم، حلم، بخشش و بزرگوارى، فصاحت، شجاعت و محبت مكنون در دلهاى مؤمنان بخشيده است. هفت فضيلت ما اين است كه پيامبر برگزيده خدا از ماست، صدّيق (على ‏بن‏ ابى ‏طالب(ع)) از ما است، جعفر طيّار از ما است. شير خدا و شير رسول او (حمزه سيد الشهداء) از ما است، دو سبط اين امت (حسن و حسين(ع)) از ما است، زهراى بتول (يا مهدى امت) از ما است.

مردم! هر كس مرا مى‏ شناسد كه مى‏ شناسد و كسى كه مرا نمى ‏شناسد خود را به او مى ‏شناسانم. من پسر مكه و منايم، من پسر زمزم و صفايم، من فرزند آن بزرگوارى هستم كه حجرالاسود را با گوشه عبا برداشت، من فرزند بهترين كسى هستم، كه احرام بست و طواف و سعى به جا آورد، منم فرزند بهترين انسان‏ها، منم فرزند كسى كه در شب معراج از مسجدالحرام به مسجدالاقصى برده شد، منم فرزند كسى كه در سير آسمانى به سدرةالمنتهى رسيده، منم پسر كسى كه در سير ملكوتى آنقدر به حق نزديك شد كه رخت به مقام «قاب قوسين او أدنى» كشيد، منم فرزند كسى كه با فرشتگان آسمان نماز گزارد، منم فرزند كسى كه خداوند بزرگ به او وحى كرد، منم فرزند محمد مصطفى، منم فرزند على مرتضى، منم فرزند كسى كه آنقدر با مشركان جنگيد تا زبان به «لا اله الا اللَّه» گشودند، منم فرزند كسى كه در ركاب پيامبر خدا با دو شمشير و دو نيزه جهاد كرد، دو بار هجرت كرد، دو بار با پيامبر بيعت نمود، در بدر و حنين شجاعانه جنگيد، و لحظه ‏اى به خدا كفر نورزيد، من فرزند كسى هستم كه صالح‏ترين مؤمنان، وارث گريه كنندگان (از خشيت خدا)، شكيباترين صابران، بهترين قيام كنندگان از تبار ياسين است. نياى من كسى است كه پشتيبانش جبرئيل، ياورش ميكائيل و خود حامى و پاسدار ناموس مسلمانان بود. او با مارقين (از دين به در رفتگان) و ناكثين (پيمان شكنان) و قاسطين (ستمگران) جنگيد، و با دشمنان كينه‏ توز خدا جهاد كرد. منم پسر برترين فرد قريش كه پيش از همه به پيامبر گرويد و پيشگام همه مسلمانان بود. او دشمن گردنكشان، نابود كننده مشركان، تيرخدايى براى نابودى منافقان، زبان حكمت عابدان، يارى كننده دين خدا، ولّى امر خدا، بوستان حكمت الهى و كانون علم او بود. منم پسر فاطمه زهرا، سرور زنان جهان، منم فرزند خديجه كبرى، من پسر آنم كه او را به ستم به خون كشيدند و سرش را از قفا بريدند. من پسر آنم كه تشنه جان داد و تن او بر خاك كربلا افتاد. عمامه و رداى او را ربودند در حالى كه فرشتگان آسمان در گريه بودند... من پسر آنم كه سرش را بر نيزه نشاندند و زنان او را از عراق به شام به اسيرى بردند...

امام زين ‏العابدين(ع) در معرفى خود كه در حقيقت شناساندن شجرنامه امامت و رسالت بود، آنقدر داد سخن داد كه صداى گريه و ناله مردم بلند شد. يزيد ترسيد يورش برپا شود، به مؤذن دستور داد تا اذان بگويد. مؤذن وقتى به «اشهد انَّ محمداً رسول اللَّه» رسيد، امام از بالاى منبر روبه يزيد كرد و گفت:

آيا محمد(ص) جدِّ من است يا جدِّ تو؟ اگر بگويى جد تو است، دروغ گفته‏ اى و حق را انكار كرده ‏اى، و اگر بگويى جد من است، پس چرا فرزندان او را كشتى؟!.

شاميان حاضر در مسجد كه تحت تاثير تبليغات امويان در غفلت به سر مى‏ بردند و خاندان پيامبرى(ص) را نمى ‏شناختند، با اين خطبه امام سجاد(ع) متوجه واقعيت شدند. به همين دليل در ميانه خطبه يزيد از ادامه آن جلوگيرى كرد و سپس براى كسب وجهه عمومى گناه را به گردن ابن‏ زياد انداخت.

از نكات مهم اين خطبه اين است كه امام سجاد(ع) خود و پدر و خاندانش را فرزندان پيامبر اسلام(ص) ناميد، در حالى كه امويان مى ‏كوشيدند آنها را از ذريه على(ع) دانسته و اجازه ندهند آنها خود را ذريه پيامبر بنامند.

خون امام حسين(ع) و پيام رسانى امام زين ‏العابدين و عقيله بنى ‏هاشم حضرت زينب كبرى(س) چنان امويان را رسوا ساخت كه مجاهد بن جبر يكى از شخصيت‏هاى اسلامى آن روزگار مى ‏گويد: به خدا سوگند مردم عموماً يزيد را مورد لعن و ناسزا قرار دادند و به او عيب گرفتند و از او روى گرداندند.  

 

شهادت سبط نبی اکرم ، سیدالساجدین، علی ابن الحسین علیه السلام محضر قطب عالم امکان بقیةالله الاعظم و محبین وعاشقان ال الله تسلیت باد 
«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ دوشنبه 1 بهمن1386 ساعت 17:59 میخوش
ویژه محرم (1)

نهضت امام حسین(ع) یک انقلاب بود و نه انفجار

یکی از مسائلی که در مورد نهضت امام حسین(ع) مطرح است این است که آیا این قیام و نهضت از نوع یک انفجار (یک عمل ناآگاهانه و حساب ـ نظیر انفجارهائی که برای برخی از انسانها پیدا می شود بطوریکه در شرایطی قرار می کیرد که در حالی که هرگز نمی خواهد فلان حرف را بزند، ولا یکمرتبه می بیند ناراحت و عصبانی می شود و از دهانش هر چه که حتّی دلش هم نمی خواهد بیرون بیاید، بیرون می آید) بود؟ اسلام، به انقلاب انفجاری ذرّه ای معتقد نیست. اسلام، انقلابش هم انقلاب صددرصد آگاهانه و از روی تصمیم و کمال آگاهی و انتخاب است. جریان امام حسین(ع) نیز یک کار ناآگاهانه و یا یک انقلاب انفجاری نبود! گفته های خود امام حسین(ع) ـ که نه تنها از آغاز این نهضت بلکه از بعد از مرگ معاویه شروع می شود ـ، نامه هایی که میان او و معاویه مبادله شده است و .... نشان می دهد که این نهضت در کمال آگاهی بوده، انقلاب است امّا نه انفجار.

انقلاب هست ولی انقلاب اسلامی نه انفجاری.

انتخاب و آزادی
از جمله خصوصیّات امام حسین(ع) این است که در مورد فرد فرد اصحابش اجازه نمی دهد که قیامشان حالت انفجاری داشته باشد؟ چرا که امام (ع) در هر فرصتی می خواهداصحابش را به بهانه ای مرخّص بکند. هی به آنها می گوید :آگاه باشید که اینجا آب و نانی نیست، قضیّه خطر دارد. حتّی در شب عاشورا نیز با زبان خاصّی با آنها صحبت می کند:

" من اصابی از اصحاب خودم بهتر و اهل بیتی از اهل بیت خودم فاضلتر سراغ ندارم. از همهء شما تشکّر می کنم ، از همه تانممنونم. اینها جز با من با کسی از شما کاری ندارند. شما اگر بخواهید بروید و...."

امام (ع) همه راه ها را نیز نشان می دهد؛ تاریکی شب، برداشتن بیعت از دوش اصحابشان و ... ، یعنی فقط آ زادی و انتخاب. باید در نهایت آگاهی و آزادی و بدون اینکه کوچکترین احساس اجباری از ناحیهء دشمن یا دوست بکند، امام(ع) را انتخاب کنید. این است که به شهدای کربلا ارزش می دهد.

ماهیّت عکس العملی منفی ِ نهضت
قیام امام حسین(ع) از آن پدیده های چند ماهیّتی است، چون عوامل مختلفی در آن تأثیر داشته است. مثلاً یک نهضت می تواند ماهیّت عکس العملی داشته باشد، یهنی صرفاً عکس العمل باشد؛ می تواند ماهیّت آغازگری داشته باشد. اگر یک نهضت ماهیّت عکس العملی داشته باشد، می تواند یک عکس العمل منفی باشد در مقابل یک جریان.
یکی از عواملی که به یک اعتبار (از نظر زمانی) اوّلین عامل است: عامل تقاضای بیعت(با یزید) است، این بیعت تنها امضا کردن خلافت آدم ننگینی مانند یزید نیست، امضا کردن سنّتی است که برا ی اوّلین بار به وسیلهء معاویه می خواست پایه گذاری شود. در اینجا آنها از امام حسین(ع) بیعت می خواهند، یعنی از ناحیه شان یک تقاضا ابراز شده است؛ امام حسین(ع)  نیز عکس العمل نشان می دهد، یک عکس العمل منفی. بیعت می خواهید؟ نمی کنم.
عمل امام حسین (ع) عملی منفی، امّا از سنخ تقواست، از سنخ این است که هر انسانی در جامعهء خویش مواجه می شود با تقاضاهائی که به شکلهای مختلف، به صورت شهوت، به صورت مقام، به صورت ترس و ارعاب از او می شود و باید در مقابل آنها بگوید: نه، یعنی "تقوا".

ماهیّت عکس العملی مثبتِ نهضت
عامل دیگری هم در اینجا وجود داشت که باز ماهیّت نهضت حسینی از آن نظر، ماهیّت عکس العملی است ولی عکس العمل مثبت نه منفی.

معاویه از دنیا می رود. مردم کوفه ای که در بیست سال قبل از این حادثه، لااقل پنج سال علی(ع) در این شهر زندگی کرده است و هنوز آثار تعالیم و تربیت علی(ع) به کلی از میان نرفته است ( البتّه خیلی تصفیه شده اند، بسیاری از سران، بزرگان و مردان اینها: حُجر بن عُدی ها، عَمرو بن حمق خُزاعی ها، رُشَید هَجَری ها و میثم تَمّارها ار از میان برده اند برای اینکه این شهر را از اندیشه و فکر علی، از احساسات به نفع علی خالی بکنند؛ ولی باز هنوز اثر این تعلیمات هست) تا معاویه می میرد، به خود می آیند، دور همدیگر جمع می شوند که اکنون از فرصت باید استفاده کرد، نباید گذاشت فرصت به پسرش یزید برسد، ما حسین بن علی داریم، امام بر حقّ ما حسین بن علی است، ما الآن باید آماده باشیم و او را دعوت کنیم که به کوفه بیاید و او را کمک بدهیم و لااقل قطبی در اینجا در ابتدا به وجود آوریم، بعد هم خلافت را خلافت اسلامی بکنیم.

"کوفه" اصلاً اردوگاه بوده است، از اوّل هم به عنوان یک اردوگاه تأسیس شد. این شهر در زمان خلیفه عمر بن الخطّاب ساخته شد، قبلاً "حیره" بود. این شهر را سعد وقّاص ساخت. همان مسلمانانی که سرباز بودند و در واقع همان اردو، در آنجا برای خود خانه ساختند و لهذا از یک نظر قویترین شهرهای عالم بود.
مردم این شهر از امام حسین(ع) دعوت می کنند، نه یک نفر، نه دو نفر، نه هزار نفر، نه پنجهزار نفر و نه ده هزار نفر بلکه حدود هجده هزار نامه می رسدکه بعضی از این نامه ها راچند نفر و بعضی دیگر را شاید صد نفر امضا کرده بودند که در جمع شاید حدود صدهزار نفر به او نامه نوشته اند.
اینجا عکس العمل امام چه باید باشد؟ حجّت بر او تمام شده است. عکس العمل، مثبت و ماهیّت عملش، ماهیّت تعاون. یهنی مسلمانانی قیام کرده اند، امام باید به کمک آنها بشتابد. اگر هجده هزار نامهء مردم کوفه رفته بود به مدینه و مکّه ( و بخصوص به مکّه) نزد امام حسین(ع)  و ایشان جواب مثبت نمی داد، تاریخ، امام حسین(ع) را ملامت می کرد که اگر رفته بود، ریشهء یزید و یزیدیها کنده شده بود و از بین رفته بود؛ کوفه اردوگاه مسلمین با مردم شجاع، کوفه ای که پنج سال علی (ع) در آن زندگی کرده است و هنوز تعلیمات علی و یتیمهائی که علی بزرگ کرده و  بیوه هائی که علی از آنها سرپرستی کرده است زنده هستند و هنوز صدای علی در گوش مردم این شهر است، امام حسین(ع) جبن به خرج داد و ترسید که به آنجا نرفت، اگر می رفت در دنیای اسلام انقلاب می شد و ...، اینست که اینجا تکلیف اینگونه ایجاب می کتد که همینکه آنها می کویند ما آماده ایم، امام می گوید من آماده هستم.

برگرفته از کتاب حماسهء حسینی، اثر: متفکّر شهید استاد مطهّری

ز آستان محبت تراب مي خواهم
كوير تشنه جان را سراب مي خواهم

حسين فاطمه من ذره و تو خورشيدي
تمطعي ز تو اي آفتاب مي خواهم

تو قلب عالم امكاني و من از ره دور
سلام دادم و اكنون جواب مي خواهم

چه غم كه سوخت ز سوز غمت دل زارم
دلي در آتش عشقت كباب مي خواهم

بگير پرده ز رخسار و روي خود بنما
جمال رو تو را بي نقاب مي خواهم

چه غم ز مستي و ديوانگي و رسوايي
شراب عشق تو را بي حساب مي خواهم

چو شوق ديدن رويت در عالم رؤياست
اگر ز ديده بي خواب، خواب مي خواهم
 

 ایام سوگواری سرور شهیدان دو عالم اباعبدالله الحسین علیه السلام را محضر قطب عالم امکان ، منتقم خون پاکش حضرت بقیةالله الاعظم وهمه عاشقان و محبینش تسلیت عرض می کنم  

 
«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ پنجشنبه 20 دی1386 ساعت 18:55 میخوش
غــدیر

عید غدیر عید امامت وولایت برخاتم و وارث اوصیا بقیةالله الاعظم مبارک

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علی علیه السلام والائمه

 

" غدیر معیاری که به دنیا آمد "

آرى...خم! 
شربدار ولايت‏ 
غدير حادثات‏ 
و ميان منزل افشاى رازهاست. 
بنگريدش‏ 
كه بر اوج دست و بازو 
در چنگ چنگالى از نور 
ايستاده است‏ 
ـبه ابرها نزديكتر تا به ما 
و نگاه نمى‏كند 
نه در چشمان مشتاق‏ 
نه در ديدگان دريده از حسد. 
به اين ترانه گوش كنيد 
كه در هفت آسمان مى‏طپد: 
«هر كه مرا مولاى خويش بداند اينكه فرا چنگ من ايستاده مولاى اوست».آرى  
امروز همه چيز كامل است‏ 
معيارى بدنيا آمده‏ 
كه در سايه‏اش‏ 
نيك و بد از هم مشخصند. 
در اين زلال،بايد جان را به شستشو نشست‏ 
در غدير،يك تاريخ تبلور پيدا كرد.

و بدينسان،آن دشت كه ديروز گمنامش، 
كندى و سستى قافله‏ها را مى‏زدود، 
امروز، 
طلوع آفتاب ولايت را بستر شد.

آن بركه آب،ميانه كويرى برهوت، 
كه رنج و خستگى مسافران را به جان مى‏خريد، 
امروز، 
چشمه جوشان و هميشه جارى پهنه آرمان‏هاى والا گشت.

بدينسان بود كه پيامبر(درود خدا بر او و خاندانش) 
ندا در داد: 
آنها كه بى‏ولايت على(سلام خدا بر او)رفته‏اند، 
باز گردند و 
در كناره غدير،«آينه بلند اى آسمان كوير» 
با حماسه‏ساز نهضت اسلام،روح مطهر زمان، 
بيعتى دوباره كنند، 
و در طبيعت حقيقت،تنفسى روحنواز و مستى‏زا... 
و اينگونه بود كه به يكباره، 
ـاز كالبد بى‏جان يك دشت پر سكوت‏ 
غوغاى اجابت و پذيرش برخاست.و هياهوى سر در گم انسانى، 
ـدر بازتاب مرزهاى روشنى و جاودانگى‏ 
جوششى مداوم يافت، 
بيراهه‏ها،نهاده شد، 
و حجت در جانشان بياميخت.

راستى را، 
مگر خورشيد در غروبش، 
ماه را به نور افشانى،نمى‏گمارد؟ 
و مگر دريا، 
ابر را، 
از خود و براى خود،غنا نمى‏بخشد؟ 
در اين زلال،بايد جان را به شستشو نشست و از اين دريا،بايد گوهرهاى ناب به دست آورد.

در غدير كه به چه مى‏انديشد؟ 
در غدير گويا محمد صلى الله عليه و آله مى‏انديشد: 
بدون على عليه السلام چگونه خواهد رفت؟ 
و على عليه السلام مى‏انديشد: 
بدون محمد صلى الله عليه و آله چگونه خواهد رفت؟ 
و على عليه السلام مى‏انديشد: 
بدون محمد صلى الله عليه و آله چگونه خواهد ماند؟ 
و مردم بين همين رفتن و ماندن است كه به ابهامى شگفت گرفتار آمده‏اند: 
اين همان محمد صلى الله عليه و آله است كه مى‏ماند،اگر با على بيعت مى‏كرديم، 
و اين حتى على عليه السلام است كه مى‏رود،اگر بيعت را شكستيم!! 
توده مردم به چگونگى بيعت مى‏انديشند و سران توطئه به شكستن بيعت...!!

 

 

خطبه غدیریه امیرمومنان علی علیه السلام

در دوره حاكميت على بن‏ابى‏طالب(ع) اتفاقا روز عيد غدير با جمعه مصادف شد. مسلمانان حضور چشم‏گيرى پيدا كردند و آن حضرت براى اقامه نماز جمعه و خواندن خطبه‏هاى آن در برابر مردم قرار گرفت. حسين بن‏على(ع) مى‏گويد: پنج ساعت از روز گذشته بود[قبل از اذان ظهر]، كه پدرم خطبه‏ها را آغاز كرد. او نخست به حمد و ثناى حضرت حق پرداخت، صفات ربوبى‏اش را برشمرد، حاكميت مطلق را از آن وى دانست، نعمت‏هايش را مورد توجه قرار داد و بعد خطاب به مردم فرمود: خداوند تعالى امروز دو عيد بسيار بزرگ [جمعه و غدير] را براى شما در يك زمان قرار داده است؛ دو عيدى كه هر يك فلسفه وجودى ديگرى را تكامل مى‏بخشدو به وسيله هر يك هدايت در ديگرى اثر مى‏بخشد... سپس فرمود: توحيد و ايمان به يگانگى خداوند پذيرفته نمى‏شود مگر با اعتراف به نبوت پيامبرش محمد(ص) و دين و شريعت محمد(ص) پذيرفته نمى‏شود مگر با قبول ولايت امر كسى كه خدا فرمان ولايتش را داده است؛ و همه اين امور سامان نمى‏پذيرد مگر بعد از توسل و تمسك به اهل ولايت.

غدير از نگاه مولى الموحدين على(ع)

سپس فرمود: خداوند در روز غدير (1) آنچه در باره منتخبين خود اراده كرد بر پيامبرش فرو فرستاد، به او فرمان داد تا ولايت و وصايت را ابلاغ كند و مجال را از كافران و منافقان بگيرد نگران گزند دشمنان نباشد .روز غدير قدر و منزلت بسيار دارد، در آن روز گشايشهاى الهى فرا رسيده و حجتش بر همه تمام شده است. امروز روز روشنگرى و اظهار عقيده از جايگاه بلند و روشن است، امروز روز تكامل دين و روز وفاى به عهد است. غدير روز (2) [رسول الله(ص)] و مشهود [على بن‏ابى‏طالب(ع)] است، روز در هم ريختن پيمانهاى زير پرده كفر و نفاق است، روز آشكار شدن حقايق اصيل اسلام است، روز ذلت و خوارى شيطان است، روز استدلال و برهان است، روز جدا شدن صفوف كسانى است كه آن را تكذيب مى‏كردند امروز بزرگترين روزى است كه عده‏اى از شما از آن اعراض كرديد، روز هدايت و امتحان بندگان خداست، روز آشكار شدن كينه‏هاى نهفته در دلها و سينه‏هاست، روز عرضه نصوص [سخنان بدون ابهام پيامبر (ص)] بر افراد مؤمن و دلباخته [اهل الخصوص‏] است، غدير روز شيث پيامبر(ع) است، روز ادريس و يوشع و شمعون و ...

منشور علوى(ع) در عيد غدير

امير مؤمنان(ع) در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما اى مسلمانان، بعد از برگشت از اين اجتماع بزرگ امروز [غدير] را عيد بگيريد: [و با انجام امور ذيل آن را بزرگ بشماريد] .

الف) نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيكى و بخشش پيشه كنيد .

ب) به برادران دينى خويش به قدر توان نيكى و بخشش كنيد.

ج) خداى را در برابر نعمتهايى كه به شما ارزانى داشته، شكرگزار باشيد.

د) كنار يكديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير و گيراتر سازد.

ه) به يكديگر نيكى كنيد تا خداوند به شما الفت و مهربانى بيشتر عنايت كند.

و) نعمت‏هاى الهى را به يكديگر تبريك و تهنيت گوييد همان طور كه خداوند [در اين روز] با اعطاى اجر و ثوابى بيش از ديگر اعياد به شما تهنيت مى‏گويد. بعد فرمود: كمك‏هاى مالى به ديگران در امروز (غدير) به اموالتان بركت مى‏بخشد و بر عمرتان مى‏افزايد: مهربانى به ديگران سبب رحمت و عنايات حق خواهد شد.

ز) با خوش‏رويى و شادمانى يكديگر را در آغوش بگيريد.

ح) خداوند را بر توفيقات خويش سپاس گوييد.

ط) از فقرا و ضعيفانى كه چشم به كمك شما دارند ديدن كنيد، به زيارتشان برويد و با آنان در خوراكشان همراه شويد. بعد حضرت فرمود: يك درهم كمك به فقرا در روز عيد غدير با دويست‏هزار درهم برابر است، بلكه بيشتر خواهد بود.

ى) وقتى يكديگر را ملاقات كرديد مصافحه كنيد، به هم تبريك بگوييد و سلام كنيد، كه پيامبر خدا(ص) به من چنين فرمان داد.

     

متن کامل خطبه پیامبراکرم صلوات الله علیه واله درغدیر << کلیک کنید

چهل حدیث غدیر << کلیک کنید

 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 5 دی1386 ساعت 23:40 میخوش
پرسشهایی پیرامون حضرت صاحب الامر وپاسخهای قران کریم(3)

دوستان عزیزو گرانقدرم سلام . عرض ادب وارادت

اگر خاطر شریفتون باشه طی دو پست به طرح پرسشهایی پیرامون حضرت صاحب الامرعج وپاسخ آن اززبان قران کریم پرداختیم. اینک بایاری خداوند بخش پایانی این مطلب را تقدیمتان می کنم ِباامید به اینکه باپیروی از رهنمودهای هدایتگرکلام پروردگار وائمه معصومین علیهم السلام جزو سربازان و یاری کنندگان حجت الهی باشیم.

سؤال هشتم: ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یعنی زمین را بندگان صالح من به ارث می برند. پس وارثان زمین که امام زمان علیه السلام و یاران ایشان هستند دو ویژگی دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحین اند. حال به ویژگیهای بندگان صالح خدا اشاره می کنیم:

1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هونا »

2- دارای بینش صحیح هستند، زیرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است

3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »

4- اهل طاعت و سجده و قیامند، «و الذین یبیتون ربهم سجدا و قیاما »

5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم می شود نمی کنند، «والذین یقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »

6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم یقتروا »

7- موحدند و غیر خدا را نمی خوانند، «لا یدعون مع الله الها آخر »

8- به جان انسانها احترام می گذارند، «ولایقتلون النفس التی حرم الله إلا بالحق »

9- پاکدامنند، «ولایزنون »

10- دنبال پاکسازی روان خویش اند، «و من تاب و عمل صالحا »

11- جبران کننده عقب ماندگیها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »

12- حتی مرتکب مقدمات گناه هم نمی شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمی کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »

13- کلامشان صحیح است، «و الذین لا یشهدون الزو »

14- اهل لغو نیستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »

15- پرورش دهنده نسل سالم و مفیدند، «هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین »

16- امام دیگرانند، «و جعلنا للمتقین إماما »

17- به گزین اند. کلام را گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می نمایند، «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه »

18- ایمان دارند، «قل یا عباد الذین آمنوا إتقوا ربکم »

19- بنده خدای متعال هستند و امور خود را واگذار به خدای متعال می نمایند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنیا نیستند، «ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله »

20- شیطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوینهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین »

21- ویژگیهای صالحین را دارند یعنی صددرصد اعمالشان صالح است، «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم فی الصالحین »

22- امر ازدواج برای جوانان را تسهیل می کنند، «و أنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم »

23- در کار خیر از همدیگر سبقت می گیرند، «و یسارعون فی الخیرات و أولئک من الصالحین »

سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوی چگونه است؟

پاسخ قرآن کریم:

یک نمونه از ازدواج صالحین را خداوند در قرآن ذکر می کند که ازدواج دختر شعیب با حضرت موسی است، «قال إنی أرید أن أنکحک أحدی إبنتی ها تین » (اول شعیب موسی را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از این آیه می توان فهمید که:

1- تا داماد را نشناختید اجازه خواستگاری ندهید. اول شناخت بعد اقدام

2- ویژگیهای داماد در آیه دو چیز ذکر شده است: 1- قوی 2- امین. این دو مهم است

3- اگر پیشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد

4- بعضی خانواده ها چند دختر دارند، اگر برای دختر دوم یا سوم خواستگاری آمد و دختر اولی ازدواج نکرده بود مانع نشوید

5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همدیگر را ببینند

6- مهریه باید چند ویژگی داشته باشد. الف) سودآوری اقتصادی داشته باشد. لذا حضرت شعیب علیه السلام هشت سال چوپانی را مطرح نمود ب) مهریه معنوی باشد. حضرت شعیب فرمودند هشت حج ج) مهریه را کم مطرح کنند، تا داماد زیاد کند. این در زیاد شدن محبت بین دختر و پسر مؤثر است د) مهریه نقد به عروس داده شود

7- پدر دختر سختگیری نکند

8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند

سؤال دهم: ویژگیهای امام زمان علیه السلام در قرآن چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

1- معصوم است، «إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»

2- اولی الامر است، «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم»

3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی». از جمع دو آیه معلوم می شود «سبیل رب» همان « موده فی القربی» است.

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 16 آذر1386 ساعت 14:9 میخوش
افشای یک توطئه سازماندهی شده!

دوستان عزیزوارجمند سلام ، عرض ادب وارادت

قصد دارم دراین پست از وبلاگ به معرفی یک وبلاگ ارزشی و حقیقتا مفید و غنی بپردازم.

وبلاگی را که معرفی خواهم کرد حاوی مطالب ومقالات ارزنده و ارزشمندی است که توسط دوست وسرور عزیزم "خادم الامام" گردآوری شده . دراین وبلاگ مقالات مختلفی از جمله درمورد معرفی شاکله وریشه عقاید فرقه های الحادی ؛ آخرالزمان و تحلیل وتبیین وقایع و تطبیق علمی و عینی حوادث وتحولات عصر حاضر بر حوادث آخرالزمانی و.... می پردازد. 

درقسمتی از وبلاگ مجموعه مقالاتی درزمینه دجال و افشای توطئه مرموز وشیطانی ِ تشکیلات فراماسونری وانطباق دجال پیشگویی شده در روایات اسلامی براین تشکیلات شیطانی (فراماسونری)، باعنوان "فراماسونری: دجال آخرالزمان"پرداخته قسمتهایی از مقدمه این مقاله را که از وبلاگ مذکور عینا کپی شده ، می خوانیم:

برادران و خواهران عزیز مسلمان؛  مقاله ی حاضر  از  جمله  مقالاتی  است  که  تلاش  دارد  تا  به  تبیین فعالیت ها و اقدامات شیطانی گروهی از دشمنان حضرت ولی عصر (عج) بپردازد. این گروه که نام فراماسونری را بر خود برگزیده است، در زمره ی فریبکارترین و خطرناکترین دشمنان دین اسلام قرار دارد و با تمامی امکانات خود، سعی در مقابله با اسلام و مسلمین دارد و تلاش می نماید تا به جای برقراری حکومت عدل الهی، حکومت جهانی شیطانی را در اورشلیم (بیت المقدس) تاسیس نماید.

متاسفانه این گروه شیطانی، به قدری مکارانه عمل نموده است که تا سال های اخیر، خود را در قالب یک گروه صنفی خیرخواه معرفی می نموده است، اما با تلاش ها و افشاگری های محققین، از بسیاری از اهداف خطرناک این گروه، پرده برداشته شده است.

نکته ی بسیار عجیب این که گروه مذکور، هم از نظر خصوصیات و هم از نظر اعمال، شباهت باورنکردنی با دجال روایات اسلامی دارد و حتی در این میان، نماد « یک چشم » را نیز برای خود برگزیده است که این مسأله خود اهمیت شناخت این فرقه را بیش از پیش نمایان می سازد.

دامنه ی اعمال شیطانی این گروه تا بدانجاست که رد پای آن در بسیاری از فتنه های بزرگ عالم، از جمله فتنه ی معبد سلیمان، نبرد کذایی آرماگدون، پیشگئیی های نوستراداموس، فیلم 300 و ... دیده می شود که این مسئله با شواهد فراوانی که در این مقاله نیز  به  آن ها  پرداخته  شده  است،  تأیید می گردد. متاسفانه این فرقه تلاش دارد تا حکومت جهانی شیطانی خود را تا سال ۲۰۱۰ بنیان نهد و به اهداف آخرالزمانی خود جامه ی عمل بپوشاند.

مقاله ی حاضر نیز که تقدیم حضورتان می گردد، تلاش دارد تا با استفاده از اسناد، عکس ها و فیلم های بی شمار، و با استناد به منابع معتبر  (که  در  انتهای  مقاله  نیز  آورده  شده اند  و  اکثراْ  آنلاین  نیز هستند)،  انطباق احتمالی فراماسونری را بر دجال نشان دهد و پرده از ماهیت پلید این گروه و اهداف شیطانی آن بردارد. امید است که این مقاله بتواند رسالت خود را به خوبی انجام دهد. 

برای مطالعه دقیق و کامل این مقاله به نشانی http://www.genuineislam.blogfa.com اسلام حقیقی مراجعه کنید.

پ .ن : از دوستان عزیزوگرانقدرم تقاضا می کنم به دلیل اهمیت این مطالعات ارزشمند و آگاهی بخش، حتما این مجموعه مقالات را مطالعه کرده و درجهت نشرو اطلاع رسانی این تحقیقات گرانسنگ به سایر دوستان قدمی بردارید .انشاالله که مرضی آقا بقیةالله ارواحنا له الفدا واقع شود. ومن الله التوفیق

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ سه شنبه 6 آذر1386 ساعت 11:40 میخوش
بابی انت وامی یا علی بن موسی الرضا

یا صاحب الزمان تهنیت     

   

       

عید ولادت هشتمین آفتاب ولایت و امامت ، سلطان علی بن موسی الرضا علیه الاف التحیةوالثنا بر عاشقان وشیفتگانش مبارک  

 

برگی از سیره رضوی 

"أحمدبن أبی نصربزنطی" می گوید: به امام جواد(ع) گفتم كه گروهی از مخالفان شما گمان می كنند پدرت(ع ) را مأمون "رضا" نامید، چون برای ولایتعهدی راضی شد. امام جواد(ع) فرمود:"به خدا قسم دروغ می گویند، بلكه خداوند او را "رضا" نامید، زیرا او پسندیده خدا در آسمانها و پسندیده رسول و ائمه در روی زمین بود." پس گفتم: آیا هر یك از اجداد گذشته شما، چنین نبودند؟ گفت: بلی. گفتم: پس چرا از بین همه آنها، پدر شما را "رضا" نامید؟ گفت زیرا مخالفان از دشمنانش و موافقان از دوستانش، از او راضی بودند. به خاطر همین، از بین، همه آباء او (ع)، او را "رضا" نامیدند.(2) عموم تاریخ نگاران نوشته اند."حضرت رضا(ع) افضل و افصح زمان، پر جود و كریم، متواضع و مهربان، با صلابت و با وقار، پر تقوا و انسان دوست، یتیم نواز و بخشنده، با مهابت و بزرگوار بود. هیچ وقت سخن كسی را قطع نمی كرد، هیچ وقت كسی را از خود نمی رنجاند، همیشه متبسم و گشاده رو بود، به عهد خود وفا می كرد، حاجت نیازمندان را بر می آورد، همه از او راضی بودند، با زیردستان و خدمتگزاران مهربان بود و بر سر یك سفره با آنان غذا می خورد.(3) میهمان نوازی امام میهمان نوازی، یكی از خصلتهای خوب انسانی است كه در مكتب اسلام به آن سفارش زیادی شده است. پیشوایان دینی ما نیز با برخورد انسانی و عاطفی با میهمانان خود، به ما می آموزند كه نه تنها باید میهمانان را گرامی داشت، بلكه باید نیاز آنان را نیز برآورده كرد. أحمد بن أبی نصربزنطی می گوید: امام رضا(ع) برای من مركبی فرستاد. من بر آن سوار شدم و به خدمت ایشان رفتم و تا شب هنگام در خدمت امام رضا(ع) بودم.

وقتی برخاستم، فرمودند: امشب نمی توانی به مدینه برگردی. گفتم: بله، فدایت شوم. فرمودند: پس امشب را نزد ما بمان و سپیده دم راه را در پیش گیر و برو. سپس به خدمتكار خود فرمود: رختخواب مرا برای او بگستران و روانداز مرا بر رویش بینداز و بالش مرا زیر سرش قرارده ... .(4) در روایتی آمده است: برای حضرت رضا(ع) میهمانی آمد و نزد او نشست و با ایشان قسمتی از شب را مشغول مذاكره و گفتگو بود. ناگهان، چراغ عیب پیدا كرد. مرد میهمان دستش را دراز كرد تا چراغ را اصلاح كند. حضرت مانع شد. و خود به تنهایی چراغ را اصلاح كردند و فرمودند: ما میهمان را به كار وا نمی داریم.(5) "محمد طائی" از حضرت رضا(ع) روایت كرده كه "مردی حضرت رضا(ع) را به منزلش دعوت كرد.

حضرت(ع) فرمود: با سه شرط این دعوت را می پذیرم:

1- آن كه از خارج منزل چیزی تهیه نكنی.

2- آنچه در منزل موجود است، از ما مضایقه نكنی.

3- به عیال و فرزندان سخت نگیری كه از حق آنها برای پذیرایی میهمان كم كنی.

مرد این سه شرط را پذیرفت و حضرت نیز دعوت وی را قبول كردند.(6) آری. این است رسم میهمان نوازی؛ اینكه به میهمان توجه كرده و نیازش را برطرف كرد، در عین حال به خاطر آمدن میهمان، خانواده را به زحمت نیندازیم.      <<<برگرفته از سایت تبیان 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ پنجشنبه 1 آذر1386 ساعت 23:50 میخوش
پرسشهایی پیرامون حضرت صاحب الامر وپاسخهای قران کریم(2)
درادامه مبحث گذشته به طرح چند سوال دیگر و پاسخ آنها می پردازیم؛ البته به دلیل تعدد پرسشها وجهت جلوگیری از طولانی شدن متن و رعایت حوصله شما عزیزان دراین پست هم تنها به طرح دو سوال پرداختیم :

سؤال ششم:چند نمونه از نیازهای یاران امام زمان علیه السلام را بیان کرده و چگونه باید کسب کرد؟

پاسخ قرآن کریم:

الف- دانش و بینش: یار امام زمان علیه السلام باید دانش و بینش الهی داشته باشد تا در تصمیم گیریها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخیص دهد. و این را با تقوی بدست خواهد آورد، زیرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش درونی و باطنی نگاه می کند. خداوند می فرماید: «إتقوا الله و یعلمکم الله ».

ب) بصیرت و بینش: بصیرتی که با چشم باطن ببیند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهی در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکری و اخلاقی و روحی نشود. و این بصیرت نیز با تقوا بدست می آید. خداوند می فرماید: «إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ». فرقان یعنی نیرو و توانی که با آن حق را از باطل جدا کنید. به برکت این تقوا انسان، شیطان شناس نیز می شود. دشمن را هم می شناسد.

ج) بیداری: هوشیاری و بیداری؛ تا هروقت شیاطین برای گول زدن آمدند، بیدار شود، دام ابلیس را بشناسد و از شیطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سریع در چاه می افتد. و این هم با تقوا ممکن است. «إن الذین التقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».

سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوی برکات زیاد می شود، محصولات رونق می یابد، مشکلات مردم حل می شود و...؟

پاسخ قرآن کریم:

چون حکومت امام زمان علیه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوی هم ظاهر می شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهای برکت از زمین و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزی فراوان نیز بدنبال آن است
«ولو أن أهل القری آمنوا و التقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض » «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب » «و من یتق الله یجعل له من أمره یسرا ».

پیشاپیش ولادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها رو تبریک عرض می کنم

ویژه ولادت کریمه اهل بیت سلام الله علیها>>> کلیک کنید 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 18 آبان1386 ساعت 11:53 میخوش
وصایای امام صادق علیه السلام هنگام شهادت

امام در لحظه مرگ وصایایی چندی می‌نماید که برخی در امر امامت، برخی در زمینه مسائل خانوادگی و بخشی در مورد عامه است.

- به فرزندان خود فرمود: فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَ اَنتُم مُسلِموُن؛ بکوشید که جز مسلمان نمی‌رید .

- به کسان و خویشان فرمود: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ؛ شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد نمی‌رسد .

- به خانواده خود وصیت فرمود که پس از مرگش تا چند سال در موسم حج در منا برای ایشان مراسم عزاداری بر پا کنند.

- دستور دادند برای خویشان و کسان هدیه‌ای بفرستند، حتی هفتاد دینار برای حسن افطس از خویشان ایشان. حسن افطس همان کسی است که با خنجر به امام حمله کرده بود و می‌فرمود می‌خواهد آیه قرآن را در مورد صله رحم اجرا کند.

- درباره امام پس از خود، امام کاظم علیه السلام را برای چندمین بار منصوب کرد که ایشان در آن هنگام بر اساس سندی بیست سال داشتند.

- بخشی از سفارش‌های ایشان درباره غسل و کفن و قبر خود بود که احکام اسلامی در این زمینه وجود دارد.

- و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و ... بود. (1)

لحظه مرگ

امام صادق علیه السلام در آخرین لحظات حیات که مرگ را نزدیک دیدند، دستور دادند که تمام خانواده و خویشان نزدیکش بر سر بالینش جمع گردند و پس از آن که همه آنان در کنار امام حاضر شدند، چشم بگشود و به صورت یکایک آنها نظر افکند و فرمود:

«  انّ شِفاعتنا لاتنال مستخفاٌ بالصلوة  »

این وصیت امام، دلیل آن است که در آئین اسلام، نماز جایگاهی مهم دارد، طوری که امام در آخرین لحظه‌های زندگی از میان هزاران مسئله فقط نماز را سفارش می‌کند و این نیست جز برای این که امام صادق علیه السلام هادی امت و پاسدار دین است و نماز از این دیدگاه از اهمیت فراوانی برخوردار می‌باشد.

ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصله‌ای به مسافت دو هزار ساله به مشام می‌رسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن را احساس نمی‌کند و درنمی‌یابد.

به نظر من راز این که امام خویشاوندان نزدیکش را به نماز سفارش می‌کنند، آن است که مردم از آنان انتظار ارشاد و راهنمائی دارند، پس تبلیغ و توصیه این فریضه از زبان آنان مؤثرتر است. نکته دوم آن که نزدیکان امام و منسویان عترت نپندارند که به علت قرابت و داشتن نسبت با پیامبر از شفاعت او و اوصیای گرامی‌اش بهره‌مند خواهند بود، اگرچه در عمل به برخی از احکام سهل انگار باشند.
امام صادق علیه السلام بدین وسیله خواستند بیان کنند که خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله اگر توأم با انجام فرائض و تکالیف دینی نباشد، سودی به آنان نخواهد داشت، بلکه این نسبت مسؤولیت ایشان را سنگین‌تر خواهد ساخت.

ام‌حمیده مادر امام موسی کاظم و همسر امام صادق علیهماالسلام از این حال امام در شگفت بوده که چگونه امام به هنگام وفات نیز از این فریضه بزرگ غفلت نداشته است و هرگاه این حال امام را به یاد می‌آورده می‌گریسته است.

از کارهای عجیب امام در ساعت رحلتش آن که دستور دادند برای تمام خویشاوندان نزدیکش صله و تحفه‌ای فرستاده شود و حتی برای حسن افطس مبلغ هفتاد دینار فرستاد.

سالمه کنیز و خدمتکار آن حضرت پرسید:

«چگونه به مردی که با دشنه و خنجر به شما حمله آورده و قصد قتل شما را داشته است، چنین مبلغی را عطا می‌فرمائید؟»

امام در پاسخ فرمود:

می‌خواهی مشمول این آیه قرآن نباشم که فرمود:

«  وَ الَّذینَ یَصِلُونَ ما اَمُرَاللهُ بِهِ یُوصَلَ وَ یَخَشونَ رَبَّهُم وَ یَخافُونَ سُوءِ الحِسابِ  »

و آنان که فرمان خدا را در مورد صله رحم و دلجوئی از خویشاوندان اجرا می‌کنند و از خدایشان می‌ترسند و از محاسبه بدفرجام بیمناکند.

ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصله‌ای به مسافت دو هزار ساله به مشام می‌رسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن را احساس نمی‌کند و درنمی‌یابد.

این وصیت امام نیز بیانگر اهمیت صله رحم است و رفتار خود امام هم اینگونه بوده که با ارحامش پیوند داشته و حتی با آنان که با او بریده و به قصد کشتنش به طرف او حمله کرده بودند به طریق نیکو رفتار کرد و مبلغی صله فرستاد، و به راستی که این، خلق و خوی انبیاء و اولیاء است. (2)

پی‌نوشت‌ها:

1- به نقل از کتاب صفحاتی از زندگانی امام صادق علیه السلام.
2- به نقل از کتاب احیاگر تشیع

شهادت صادق ال محمد صلوات الله علیه ، شیخ الائمه ، رییس و پایه گذار مذهب جعفری ، حضرت امام صادق علیه السلام را محضر شریف مولا و صاحبمون آقا بقیةالله روحی فداه و همه شیعیان ومحبین ال الله علیهم السلام و شما عزیزان تسلیت عرض می کنم .

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ دوشنبه 14 آبان1386 ساعت 16:44 میخوش
پرسشهایی پیرامون حضرت صاحب الامر ع وپاسخهای قران (1)
سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.

پاسخ قرآن کریم:

1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان علیه السلام است.

2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان علیه السلام تاکنون امکان دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

1- خداوند در مورد حضرت یونس علیه السلام می فرماید: «فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون ». اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا قیامت می ماند. وقتی خداوند می تواند یونس را تا قیامت در شکم ماهی زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان علیه السلام نیز برای او امری ممکن است.

2- اصحاب کهف سیصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا فی کهفهم ثلاث مأته سنین و أزدادوا تسعا ».

سؤال سوم: وظیفه ما در قبال امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». برای مزد رسالت به «فی القربی» (که امام زمان علیه السلام است) مودت کنید. مودت نیاز به معرفت دارد و مودت یعنی محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان علیه السلام باید هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسیم و هم از آن حضرت اطاعت کنیم.

سؤال چهارم: آیا امام زمان علیه السلام از ما خبر دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را می بیند. خداوند می فرماید: «و قل إعملوا فسیری الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون ».

سؤال پنجم: چگونه می توان یار امام زمان شد؟

پاسخ قرآن کریم:

با تقوی، چون بهترین و بالاترین معیار که به انسان ارزش می دهد و انسان لیاقت یاوری امام زمان علیه السلام را پیدا می کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقیکم ». تقوا سبب بزرگی انسان شده و امکان می دهد که انسان تکیه بر جای بزرگان زند.

این مبحث ادامه دارد...

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت 14:15 میخوش
عیدتان مبارک!

عيد فطر صحنه اي از قيامت

حضرت علي (ع)  به مناسبت عيد فطر خطبه اي قرائت کرده و در آن ، اين روز را به قيامت تشبيه فرموده است :

اي مردم! اين روز شما ، روزي است که نيکوکاران در آن پاداش مي گيرند و زيانکاران و تبهکاران در آن مأيوس و نا اميد مي گردند.

دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاي بازماندگان است .

(عيد فطر) شبيه ترين روز به روز قيامت است. -  چون در قيامت عده اي که زيان کارند ، تأسف مي خوردند و غضبناک مي گردند و عده اي که نيکوکارند رستگار و متنعم به نعمت هاي الهي مي شوند . -

وقتي از منازلتان براي خواندن نماز عيد خارج مي شويد ، به ياد آوريد زماني را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوي خداي خود خواهيد رفت .

وقتي در جايگاه نماز خود مي ايستيد به ياد آوريد زماني را که در محضر عدل الهي مي ايستيد و از شما حسابرسي مي کنند. وقتي از نماز به منازلتان بر مي گرديد به ياد آوريد زماني را که به منازل خود در بهشت خواهيد رفت .

اي بندگان خدا! کمترين چيزي که به زنان و مردان روزه دار داده مي شود اين است که فرشته اي در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مي دهد:

"هان! بشارتتان باد، اي بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزيده شد، پس به فکر آينده خويش باشيد که چگونه باقي ايام را بگذرانيد ."

 

                            

                              

امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت مي کند که فرمود :

هر گاه روز اول ماه شوال (عيد فطر) فرا مي رسد ، منادي از سوي خداوند ندا مي دهد :

" اي مؤمنين : بشتابيد به سوي جايزه هايتان."

آنگاه امام باقر عليه السلام رو به جابر کرد و فرمود : اي جابر! جوايز خدا، مثل جايزه هاي اين پادشاهان نيست! امروز ، روز جايزه هاست!

از "سويد بن غفله" نقل شده است : در روز عيد بر اميرالمؤمنين علي عليه السلام وارد شدم و ديدم که نزد او نان گندم و خطيفه

(خوراکي از آرد و شير) و ملبنة (غذا يا حلوايي که با شير تهيه مي شود ) موجود است . پس به آن حضرت عرض کردم : روز عيد و خطيفه؟!

حضرت فرمود : اين عيد کسي است که آمرزيده شده است. 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 20 مهر1386 ساعت 15:26 میخوش
خطبه 32حضرت امیرمومنان درنکوهش زمان خود

دوست عزیز وارجمندم سلام وعرض ارادت وادب 

 موقعی که داشتم این خطبه حضرت امیر علیه السلامو می خوندم حس کردم امیرمومنان علیه السلام این خطبه رو در نکوهش زمان ما ایراد فرمودند!!! توصیه می کنم وقت بذارید و بادقت مطالعه کنید . از بذل توجهتون سپاسگزارم. التماس دعا

اى مردم! ما در روزگارى كنيه‏توز و در زمانه‏اى ناسپاس به سر مى‏بريم . نيكوكار ، بدكار شمرده مى‏شود و ستمكار هر دم بر ستمش مى‏افزايد . از آنچه آموخته‏ايم ، بهره نمى‏گيريم و از آنچه نمى‏دانيم نمى‏پرسيم. از حوادث باك نداريم تا آنگاه كه ما را در خود فرو گيرد .

پس مردم چهار گروه‏اند : كسى است كه اگر در زمين فساد نمى‏كند، سببش بيچارگى اوست و كندى شمشيرش و اندك بودن مال و خواسته‏اش .

و كسى است كه شمشير از نيام بركشيده و شرّ خويش آشكار كرده و سواران و پيادگان خود برانگيخته و خود را مهياى فتنه‏گرى و فساد ساخته و تا به اندك متاع دنيا رسد ، دينش را تباه كرده ، سوارى چند خواهد كه سرداريشان را بر عهده گيرد و منبرى خواهد كه از آن فرا رود . چه بد معامله‏اى است كه خود را به دنيا بفروشى و اين سراى ناپايدار را به عوض آن نعمتها ، كه خدا در آن جهان مهيا كرده است بستانى

و كسى است ، كه دنيا را طلب مى‏كند ، با اعمالى كه از آن آخرت است ولى آخرت را نمى‏طلبد با اعمالى كه از آن دنياست. چنين كسى خود را چون فرودستان جلوه مى‏دهد ، به هنگام راه رفتن گامهاى خرد برمى‏دارد ، و دامن جامه كوتاه مى‏كند و خويشتن به زيور صلاح و امانت مى‏آرايد و پرده‏پوشى خدا را وسيله معصيت‏ها قرار مى‏دهد .

و كسى است كه حقارت نفس و فقدان وسيلت موجب آن شده كه به طلب فرمانروايى برنخيزد ، بلكه به همان حال كه بوده است بماند . چنين كسى خود را به حليه قناعت مى‏آرايد و جامه اهل زهد و پرهيز مى‏پوشد و حال آنكه ، نه روزى را در زهد به شب آورده و نه شبى را با پرهيزگارى به روز رسانيده است .

از اينان كه بگذريم ، مردمى هستند كه ياد قيامت چشمانشان را فرو بسته و ترس از روز محشر سرشكشان جارى ساخته است . اينان گاه گريزان‏اند و تنها ، گاه مقهورند و ترسان ، گاه خاموش‏اند و دهان بسته . خدا را به اخلاص مى‏خوانند و همواره گريان و دردمندند . در گمنامى زيسته‏اند تا خود را از آسيب حكام ستمكار در امان دارند .

نامرادى و مذلت ايشان را در ميان گرفته ، گويى در درياى نمك غرقه‏اند . آوازى برنمى‏آورند و دلهايشان ريش است ، از اندرزهاى پياپى ملول شده‏اند و از قهر جاهلان به ستوه آمده‏اند . كشته شده‏اند تا شمارشان روى در نقصان نهاده .

بايد كه دنيا در نظرتان بى‏مقدارتر باشد از ريزه‏هاى قرظ ( 1 ) و آن خرد و ريزها كه از مقراض ريزد . از آنان كه پيش از شما بوده‏اند پند گيريد ، پيش از آنكه خود عبرت آيندگان شويد . دنيا را نكوهيده انگاريد و تركش گوييد ، زيرا دنيا آن را كه مشتاقتر و شيفته‏تر از شما بود ، از خود رانده است .

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ سه شنبه 10 مهر1386 ساعت 13:20 میخوش
شب قدر
شب هاي قدر در ماه رمضان علاوه بر آن كه شب هاي نزول قرآن است، با ياد و نام نخستين امام شيعيان هم متبرك شده است. علی علیه السلام

در واقع نام و ياد امام علي، آرايه اي ست كه بر تارك اين شب مقدس مي آويزند و پاسش مي دارند. آن گاه كه قرآن بر سر مي گيرند و مي گريند، در پس زمينه خاطره اي تاريخي، به بزرگ مردي مي انديشند كه زخمي و رنجور بر بستر مرگ غنوده است و كشنده اش را با پياله اي شير تسلي مي دهد. هيچ كينه اي در دل نمي كارد و مي داند كه ابن ملجم، بازمانده خوارج ستيزه گر، دستاورد تحجر زدگي گروهي كج انديش است كه دين را به افراط آلوده اند.

چنين است كه مردم تنها به عشق علي (ع) در اين شب ها به لعن و نفرين ابن ملجم مي پردازند.

اللهم العن قتلت امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام  

و گاه پشت زمزمه هاي تنهايي شان، صدايي را مي شنوند: " فزت و رب الكعبه ..." بسي رساتر از هزاران فريادي كه در دل چاه مي كشيد؛ اين اوج رستگاري بوده است براي علي (ع) بي ترديد. و با اين نواست كه هر عبادت كننده اي در دل سياهي اين يلداي پرشكوه، به رستگاري مي انديشد.

صلی الله علیک یاامیرالمومنین یاعلی بن ابی طالب

 شب قدر، شب رستگاري ست. و چه سبكبال اند آنها كه دل مي دهند به نواي محزون اين شب مقدس و مي شنوند صداي فرشتگان را كه از بي كرانه آسمان به زمين آمده اند؛ خداوند در قرآن كريم اين بشارت را داده است كه فرشتگان آسمان در اين شب به زمين فرود مي آيند و در ميان حلقه هاي درهم تنيده راز و نياز كنندگان، به نظاره مي ايستند تا پاداش شب بيداري آدميان را بدهند:

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * .

" ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل كرديم. و تو چه مي داني شب قدر چيست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. فرشتگان ، در آن شب به اذن پروردگار خود، براي تقدير هر كاري نازل مي شوند. آن شب انباشته از سلامت و بركت و رحمت، تا طلوع صبح است. "

پس رها كن غم هاي ديرين ات در خاموشي اين شب، و بگذار صداي تنهايي و خستگي ات را بشنوند  امشب شب رستگاري ست.

ثواب قرائت

امام باقر(ع) فرموده است: هر كس سوره ((انا انزلناه)) را با صداى بلند بخواند مثل كسى خواهد بود كه شمشير به دوش گرفته و در راه خداوند جهاد مى كند و هر كس آن را پنهان و آهسته بخواند, مانند كسى است كه در راه خدا, به خون خود غلتيده است.

معناى شب قدر

چرا اين شب،شب قدرناميده شده؟ در آن چه اسرارى نهفته و چه وقايع و حوادثى در آن رخ داده و مى دهد؟

مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم(عليهم السلام), درباره نام گذارى اين شب به شب قدرمطالب و دلايل زيادى آورده اند كه مهم ترين و مناسب ترين آن ها بدين شرح است:

1ـ شب قدر يعنى شب بزرگ و با عظمت زيرا در قرآن كريم((قدر))به معناى منزلت وبزرگى خداوند عالم آمده هم چنان كه در اين آيه مى خوانيم: ((ما قدروا الله حق قدره)) آنان عظمت خداوند را نشناختند. و ((حبيش)) در كتاب ((وجوه القران)) ليله القدر را به ليله العظمه معنا كرده رمز اين بزرگى هم در خود سوره((قدر))بيان گرديده است آن جا كه مى فرمايد: شب قدر از هزار ماه بهتر است.

2 ـ شب با ارزش و پر قيمت ؛جهت ديگرى براى معناى ((قدر)) مى تواند باشد, زيرا از يك سو در همين سوره مى خوانيم: ((عبادت)) در اين شب از عبادت در هزار ماه بهتر و با ارزش تر است در فارسى هم مى گوييم: ((قدر جوانى ((قدر))سلامت ونعمتى را كه در اختيار دارى بدان)).

3 ـ ((قدر)) به معناى ((سختى معيشت)) نيز آمده, در قرآن كريم مى خوانيم: ((ومن قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله)) هر كس گرفتار تنگى روزى و تنگدستى در زندگى شود مقدارى از آنچه را خداوند به او عطا كرده در راه خدا انفاق نمايد.

4 ـ طبق آيات متعدد قرآن كريم, ((قدر))به معناى اندازه گيرى, تقدير و تنظيم امور آمده است. در آيه اى مى خوانيم: ما قرآن را در شب مباركى نازل كرديم, و ما همواره بيم دهنده بوده ايم; و در آن شب: ((فيها يفرق كل إمر حكيم)) هر كارى بر طبق حكمت خداوند تعيين و تنظيم مى گردد.

طبق روايات فراوانى كه وارد شده در شب قدر سرنوشت افراد براى سال آينده مانند: رزق و روزى, مرگ و مير خوشى و ناخوشى و امور و حوادث ديگر زندگى بر اساس استعدادها و لياقت ها رقم مى خورد و اين تقدير و تنظيم حكيمانه هم در انسان هيچ گونه اجبار و سلب اختيارى به وجود نمى آورد.

درباره تنظيم و تقدير سرنوشت افراد در ((شب قدر))براى سال آتى آنان

امام صادق(ع)فرموده است: ((التقدير فى ليله القدر تسعه عشر, والابرام فى ليله احدى و عشرين والامضإ فى ليله ثلاث و عشرين)) تقدير امور و سرنوشت ها در شب نوزدهم, تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاى آن در شب بيست و سوم صورت مى گيرد.

آرى به خاطر اهميت شب قدر ارزش و عظمت آن نزول فرشتگان بى شمار آسمانى به زمين و سرنوشت سازى اين شب الاهى ده ها روايت در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت وارد شده است. در بيان پيامبر گرامى اسلام(ص) هم مى خوانيم: ((من قام ليله القدر ايمانا و احتسابا, غفر له ما تقدم من ذنبه)) هر كس در شب قدر از روى ايمان و اخلاص به قيام و عبادت ايستد گناهان گذشته او بخشيده و آمرزيده مى شود.

ویژه شهادت امیرمومنان علی علیه السلام

پ.ن: شهادت جانسوز و مظلومانه امیرمومنان علی علیه السلام را محضر فرزند دلبندش ، جانشین برحق و خاتم الاوصیا بقیةالله روحی فداه وهمه شیعیان ومحبینش وشما عزیزان تسلیت عرض می کنم وعاجزانه از محضرتون التماس دعای خیر دارم . یاعلـــــی

 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 6 مهر1386 ساعت 4:2 میخوش
دوران حکومت کریمه حضرت صاحب الامر(2)

دوستان عزیزو ارجمندم سلام و عرض ارادت وادب ؛

 حلول ماه رحمت ومغفرت ، ماه میهمانی پروردگارخوان گسترده الهی برشما عزیزان مبارک باشه .آرزو می کنم خداوندتبارک همه مارا از فیوضات این ماه شریف تماما بهره مندکنه و جزو میهمانان خاص و مخصوص حضرتش باشیم انشاالله. 

حقیر وهمه مومنان ومسلمانان را از دعاهای خیرتان فراموش نکنید .به امید تعجیل درفرج مولا وصاحبمان حضرت بقیةالله الاعظم روحی وارواح العالمین له الفدا .

ادامه مبحث گذشته>>

 ( این بحث ادامه پست قبلیست وبه بیان اثرات حکومت کریمه آقا صاحب الزمان عج می پردازد)

ششمين اثر: همگى در رفاه به سرمى‏برند. رسول خدا، صلى‏الله‏عليه‏وآله، فرمودند:
تنعم امتى فى زمن‏المهدى لم‏ينعموا مثلها قط (6) .
امت من در زمان حضرت مهدى،عليه‏السلام، آنچنان متنعم مى‏شوند كه‏هرگز متنعم نشده‏اند. 

                              
هفتمين اثر: زمين گنجهاى پنهان‏خود را آشكار مى‏كند. پيامبر اكرم،صلى‏الله‏عليه‏وآله، در اين زمينه‏مى‏فرمايد:
تامن البهائم و السباع وتلقى‏الارض افلاذ كبدها... امثال‏الاسطوانة من الذهب و الفضة چهارپايان در امان باشند و درندگان‏سازش كنند. و زمين پاره‏هاى جگرش(گنجهاى پنهان و با ارزش خود) را بيرون‏مى‏ريزد... پاره‏هاى جگر زمين ستونهايى‏از طلا و نقره مى‏باشد. 
                                    
هشتمين اثر: دامها و چهارپايان زيادمى‏شوند. چنانكه در روايتى از ازپيامبر گرامى اسلام،صلى‏الله‏عليه‏وآله، آمده است:
يخرج فى آخر امتى المهدى;يسقيه‏الله الغيث و تخرج الارض‏نباتها و يعطى المال صحاحا وتكثر و تعظم الامة در پايان امت من، مهدى، عليه‏السلام،خارج مى‏شود، خداوند با باران رحمتش‏او را سيراب مى‏كند، زمين گياهش رامى‏روياند، ثروت را به طور مساوى‏تقسيم مى‏كند، و دام در جهان زيادمى‏شود و امت اسلام بزرگ و شكوهمندمى‏گردد. 
                           
نهمين اثر: رفع مزاحمتها و ايجادآسايش براى عموم مردم است.چنانچه امام محمدباقر، عليه‏السلام،مى‏فرمايند:
وسع الطريق الاعظم و كسركل جناح خارج فى الطريق و ابطل‏الكنف و التازيب الى الطرقات
راههاى اصلى را توسعه مى‏دهد،بالكنهايى را كه به خارج جاده‏ها آمده و ازديگران سلب آزادى كرده است از بين‏مى‏برند، ناودانهايى را كه به كوچه‏هامى‏ريزد از بين مى‏برد. 
                           
دهمين اثر: پرده‏هاى ظلمت كنارمى‏رود. امام صادق، عليه‏السلام،دراين‏باره مى‏فرمايند:
ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض‏بنور ربها و استغنى العباد عن‏ضوء الشمس و صار الليل والنهار واحدا و ذهبت الظلمة
چون قائم ما قيام كند، زمين به نورپروردگارش نورانى مى‏شود، و مردم ازنور خورشيد بى نياز مى‏شوند و شب وروز يكى مى‏شوند و تاريكى از بين‏مى‏رود. 
                       
يازدهمين اثر: ايجاد برادرى ومواسات ميان انسانهاست. چنانچه‏حضرت امام محمدباقر، عليه‏السلام،مى‏فرمايند:
اذا قام القائم جاءت المزاملة وياتي الرجل الى كيس اخيه فياخذحاجته لا يمنعه
هنگامى كه قائم ما قيام مى‏كند دوران‏برابرى و برادرى فرا مى‏رسد در آن زمان‏يك مسلمان آنچه نياز داشته باشد، ازجيب برادر مسلمانش برمى‏دارد و اومانع نمى‏شود.

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ پنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت 21:55 میخوش
دوران حکومت کریمه حضرت صاحب الامر(1)

   

اشاره: درباره امام عصر، عليه‏السلام،و انقلاب جهانى آن حضرت پرسشهاى‏مختلفى مطرح است، ازجمله اينكه:

 پس از اين انقلاب چه تحولاتى درجهان رخ مى‏دهد، و قيام عدالت‏گسترمهدوى چه آثارى در زندگانى بشر به‏جا مى‏گذارد؟

آنچه در زير خواهد آمد، اشاره‏مختصرى است‏به برخى از آثارى كه‏در روايات براى قيام موعودآخرالزمان برشمرده شده است.

اولين اثر: ثروت به طور مساوى‏تقسيم مى‏شود، اولين ثمره عدالت اين‏است كه ثروتها به طور مساوى‏تقسيم خواهند شد. هنگامى كه به‏واسطه ظهور امام زمان، عليه‏السلام،دنيا پر از عدالت‏شده، در نتيجه‏ثروتهاى جهان به طور مساوى‏تقسيم خواهند شد

 چنانچه حضرت‏امام محمدباقر، عليه‏السلام، فرمودند: ذا قام مهدينا اهل‏البيت، قسم‏بالسوية و عدل فى الرعية (1) .
چون قائم ما اهل بيت قيام كند، ثروت‏را به طور مساوى تقسيم مى‏كند و عدالت‏را در ميان مردم پياده مى‏كند.

دومين اثر: رضايت و خشنودى‏همگانى. رسول اكرم،صلى‏الله‏عليه‏وآله، مى‏فرمايند:
فيفرح به اهل السماء و اهل‏الارض و الطير و الوحوش والحيتان فى البحر (2) .
ساكنان آسمان، مردم روى زمين،پرندگان هوا، درندگان صحراها و ماهيان‏درياها همه و همه از او خشنود خواهندشد. 

سومين اثر: فقر و بينوايى ريشه كن‏خواهد شد. در پرتو عدالت‏حضرت‏بقية‏الله، عليه‏السلام، عموم مردم،غنى و بى‏نياز خواهند شد. چنانچه درحديث آمده است:
لياتين على الناس زمان‏يطوف الرجل فيه بالصدقه من‏الذهب ثم لا يجد احدا ياخذها منه (3) .
زمانى براى مردم پيش مى‏آيد كه‏انسان صدقات از طلا را با خود برمى‏دارد;تا آنها در راه خدا انفاق بكند، ولى‏نيازمندى را پيدا نمى‏كند كه اين صدقه راقبول كند.

چهارمين اثر: همه مردم در امنيت‏به‏سر خواهند برد. چهارمين اثرعدالت‏حكومت امام زمان،عليه‏السلام، امنيت عمومى است.چنانچه اميرالمؤمنين مى‏فرمايند:
و لذهبت الشحناء من قلوب‏العباد و اصطلحت السباع والبهائم، حتى تمشى المراة بين‏العراق الى الشام لا تضع قدميهاالا على النبات و على راسها زنبيل‏لا يحيجها سبع و لا تخافه (4) .
دشمنيها از دلها زدوده مى‏شود،درندگان و چهارپايان با يكديگر سازش‏مى‏كنند، يك زن طبقى بر سر گذارده ازعراق تا شام (از شرق تا غرب) تنها سفرمى‏كند، همه جا قدم بر سرزمين سبز وخرم مى‏گذارد و درنده‏اى او را نمى‏آزارد ودچار ترس و وحشت نمى‏شود.

پنجمين اثر: بركات آسمانى نازل‏مى‏شود. چنانچه در حديث آمده‏است:
لا تدخر الارض من بذرها شيئاالا اخرجته و لا السماء من قطرهاشيئا الا صبه‏الله عليهم مدرارا (5) .
زمين چيزى از بذرهاى خود را نگه‏نمى‏دارد، جز اينكه آن را بيرون فرستد وآسمان چيزى از باران رحمتش را نگه‏نمى‏دارد جز اينكه سيل آسا بر بندگان‏خود فرو مى‏ريزد.

ادامه این مبحث درپست بعدی انشاالله

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ یکشنبه 11 شهریور1386 ساعت 1:58 میخوش
مژده بر عالمیان که مهدی می آید...
  
 
بقیةالله خیرلکم ان کنتم مومنین
 
سوره مبارکه هود آیه ۸۶
وقتی در انتظاری.....
 
  در انتظار آمدن کسی که دوستش داری
 
 مسافری...............
 
 وقتی در انتظاری
 
درانتظار آمدن کسی که دوستش داری 
 
زائری............
 
 
 
من امشب مسافرترم
 
زائر ترم
 
غوغای عطر یاس هوش از سرم برده است...
 
کاش امشب که آغوش خدایم گشوده تر است
 
نیم نگاه عاشقانه خورشید هم نصیب ما شود... 
 
 
میدانی؟
 
این روزها روی همه قطره های باران
 
 خدایم مینویسد: مبادا صبرت تمام شود...
 
 مولا، مپسند که اشک ، از تو سرودن و 
 
چشم به راه ماندن برایمان  عادت شود.
 
سرود خواندن وشور ماندن را تکلیف کن ومعنای آن را
 
در ژرفای جانمان بنشان
 
 
 
مولا جان!
 
 از دیدار چهره نکویت بی نصیبم ، از درک دولت کریمه ات 
 
محروم ونوازش دستان گرم حیدری ات را امیدوارم.
 
بیا ، سینه های زخمی ودل های پردرد منتظران را مرهم باش
 
که جمله درمان دردهایی ومنتظران را منتظر
 
بیا که شکوه بهاری و واژه نام مبارک تو غنچه ای از 
 
زیبایی ومحبت را می پراکند وهدیه میدهد.       

  ای آنکه غمت محول حال من است

                                                    بین من وتو حجاب اعمال من است

 پروازتا به آستان تو، نیست  محال

                                                هر عیب که هست در پر وبال من است.

برگرفته از وبلاگ آن سفرکرده ...

دعای حضرتش روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا درحق یاران و شیعیانش

پروردگارا ... زمانی که برای ظهور وخروج من اجازه می فرمایی،مرا به لشکریان خویش تاییدفرما وهمه کسانی را که برای یاری دین تو به پیروی از من برخاسته اند، مورد تاییدات خویش قرار ده واز مجاهدان راه خود محسوبشان دار وآنان را علیه هرکس که بدخواه من و ایشان است، یاری بخش .

ومرا برای برپاداشتن حدود الهی توفیق ده وبرای سرکوبی هرکس که از محدوده دین تو تجاوز کرده است ، یاری عنایت کن.

وحق را یار باش وباطل را نابود کن، که باطل نابود شونده است . وبرای یاری پیروان ویاران من، کسانی رابفرست که مایه روشنی چشم وپشتگرمی آنان باشند. وهمگان را درپناه خود ودرامان خویش قرار ده . برحمت بی منتهایت ای مهربانترین مهربانان.

پروردگارا ! پدرمهربانمان را به ما برسان .

اللهم عجل لولیک الفرج 

 میلاد خاتم اوصیا، محبوب قلبها، منجی عالم ،

  بقیة الله الاعظم ،قائم ال محمد صلی الله علیه واله

میوه دل زهرای اطهر، منتقم ثارالله ، ناصر دین خدا

      مهدی موعود روحی فداه مبارک     

  

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ دوشنبه 5 شهریور1386 ساعت 1:26 میخوش
اوصاف نیکوکاران درکلام وحی
خداوند تبارک درآیه ۱۷۷ سوره مبارکه بقره اوصاف نیکوکاران را اینگونه بیان می کند:

نیکوکاری بدان نیست که روی به جانب مشرق یا مغرب کنید ؛ چه این چیز ِ بی اثری است لیکن

نیکوکارکسی است که به خدای عالم وروز قیامت وفرشتگان وکتاب آسمانی وپیغمبران ایمان آرد

ودارایی خود را درراه دوستی خدابه خویشاوندان و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان و گدایان بدهد

و در آزاد کردن بندگان صرف کند .

ونماز به پا دارد و زکات مال به مستحق برساند .

وباهرکه عهدبسته به موقع خودوفا کند .

ودرکارزار وسختیها صبوروشکیباباشدوبه وقت رنج وتعب صبرپیشه کند

کسانی که بدین اوصاف آراسته اند آنها به حقیقت راستگویان و پرهیزکارانند.

درجای دیگر درهمان سوره دربخشی از آیه ۱۸۹ می فرماید:

نیکوکاری بدان نیست که از پشت دیوار وارد خانه شوید چه این کار ناشایسته است ، نیکویی آنست

که پارسا باشیدو به هرکار ازراه آن وارد شویدوتقوی پیشه کنیدباشد که پرهیزکار شوید.

اما درآیه ۹۲ سوره مبارکه ال عمران شرط نائل شدن به مقام نیکوکارن را انفاق در راه خدا می داند

شما هرگز به مقام نیکوکاران وخاصان خدا نخواهید رسید! مگر آنکه ازآنچه دوست دارید درراه خدا انفاق کنید که همانا خدا برآنچه انفاق می کنید کاملا آگاهست.

امید به اینکه کلام نورانی وهدایتگروحی را سرلوحه اعمال خود قرار بدیم و درپرتو نور هدایتش به

سعادت و کمال برسیم .

چرا که خود پروردگار جل اعلی قران را راهنمای پرهیزکاران معرفی کرده. هدی للمتقین 

التماس دعا.یاعلی

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 31 مرداد1386 ساعت 10:23 میخوش
کدهای درخواستی دوستان
دوستان ارجمندم سلام ، باتوجه به درخواست تعدادی از شما عزیزان کد شبنم رو براتون میذارم

امیدوارم تاخیر حقیرو دراطاعت امرتون ببخشید.

ضمنا دوست دارم وبلاگ ((السلام علیک یاثارالله)) که تحفه درویشی است هدیه به ساحت مطهرآقااباعبدالله الحسین و علمدار رشیدشون آقاابالفضل العباس علیهماسلام را خدمتتون معرفی کنم .

کد قطرات شبنم :

کد نرم افزارپخش آهنگ

 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت 1:32 میخوش
اعیاد شعبانیه
   حضرت رسول اکرم صلی الله علیه واله:

بدانید دنیا دریایی است ژرف وبیکران وانسانهای بسیاری درآن غرق شده اند و ال محمد علیهم السلام کشتی نجات این دریا هستند. ( بحارالانوار:۱۷/۲۴۲)

میلاد کشتی نجات حسین بن علی ع و علمدار رشیدو غیورش آقااباالفضل العباس ع وفرزند خلفش آقا امام سجاد ع مبارک .

شعبان شدوپیک عشق از راه آمد   

                                  عطر نفس بقیةالله آمد

               باجلوه سجاد وابوالفضل وحسین ع 

                                          یک ماه وسه خورشید دراین ماه آمد     

حلول ماه مبارک شعبان و اعیاد شعبانیه ولادت آقا اباعبدالله الحسین ، آقا ابوالفضل العباس ، امام زین العابدین وفخرالساجدین را به ساحت حضرت صاحب العصرعج و شماعزیزان و همه محبین و عاشقان ال الله علیهم السلام تبریک وشادباش عرض می کنم .

پ.ن: متاسفانه بدلیل وجود برخی مشکلات نتونستم مطلبی درخور این اعیاد جمع آوری کنم . از محضر همه شما عزیزان پوزش می خوام انشاالله حلال می فرمایید.

تو این اعیاد شریف حقیرو از دعاهای خیرتون فراموش نکنید . مویدباشید.

به امید فرج آقا بقیةالله روحی له الفدا. یاعلی           

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 26 مرداد1386 ساعت 10:28 میخوش
هدف از بعثت پيامبر(ص)

                                   اقرا باسم ربک الذی خلق                        

              مبعث رسول خاتم ، محمد مصطفی صلی الله علیه واله مبارک      

   

   همه ما کمابیش از چگونگی بعثت و وقایع این حادثه عظیم و تحول ساز باخبریم ، لذا ترجیح دادم به موضوع " هدف بعثت " پیامبراکرم صلی الله علیه واله از زبان امیرمومنان علی علیه السلام بپردازم .

حضرت درخطبه ۱۴۷ کتاب شریف نهج البلاغه هدف از بعثت رسول اعظم صلی الله علیه واله را اینچنین بیان می کنند:

خداوند«محمد»صلى الله عليه و آله و سلم را به حق مبعوث ساخت تا بندگانش را از پرستش بتها خارج و به عبادت خود دعوت كند و آنها را از زير بار طاعت‏شيطان آزاد ساخته به اطاعت‏خودسوق دهد.(اين دعوت را)به وسيله‏ى قرآنى كه آن را بيان روشن و استوار گردانيد، آغازنمود،تا بندگاني كه خداى را نمي شناختند پروردگار خويش را بشناسند و همانها كه وى را انكارميكردند اقرار به او نمايند تا وجود او را پس از انكار اثبات كنند.

دراینجا جالبه شما عزیزانو با بخشهایی از دیدگاههای برخی نویسندگان غربی درمورد شان ومنزلت حضرت رسول صلی الله علیه واله آشنا کنم .

توصیه می کنم حتما مطالعه بفرمایید البته در ادامه مطلب...


ادامه‌‌ی مطلب
«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ شنبه 20 مرداد1386 ساعت 0:23 میخوش
غیبت منتظر می خواهد....
           everest75.blogfa.com                    

شراب اگر خوری از کف هر خسی مخور              

                           باده بیا مَنَت دهم پاک شده زخارو خس

منم که خواستار شمایم .

آیا مرا باور نکرده اید؟ من شمایان را بیش از پدرانتان وپیش از مادرانتان باور کرده ام

من مهربانی ام را نذر شما کرده ام . شما درکدام بازار به نیم سکه زر، قلب خود رافروختید؟؟

 یارمفروش به دنیا که بسی سود نکرد                      

                       آنکه یوسف به زر ناصره بفروخته بود

من در زمهریر غیبت کنار هیچ آتش خونگرمی ننشسته ام که شما را فراموش کنم

اما شما چه ارزان به همه گرمیهای خود چوب حراج زدید !

خاطر من از شما مکدر نیست که درآنجا جز نسیم خوشرویی راه نمی داند.

شما نیز چنان نباشید که به غمزه ای برآشوبید وبه دوغی مست شوید

به هوش باشید غیبت منتظر می خواهد نه عزادار .

اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من انصاره واعوانه

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 12 مرداد1386 ساعت 19:50 میخوش
ام المصائب
السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یا زینب الکبری

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه واله فرمودند:

کسی که برمصیبتهای این دختر ( حضرت زینب سلام الله علیها)گریه کند همانند کسی است که بردو برادرش امام حسن وامام حسین علیهما سلام گریه کرده باشد.

بعضی از مصائب حضرت ام المصائب سلام الله علیها :

1. اندک بودن یاران برادر و زیاد بودن تعداد دشمنان

2. پراکنده شدن تعدادی از یاران حضرت امام حسین ع با شنیدین خبر شهادت مسلم وهانی

3. افسرده دیدن برادر

4. شهادت دوفرزندش محمد وعون

5. شهادت برادران و پسران برادر و عموها ویاران

6. تنها ماندن امام حسین ع واحاطه دشمنان

7. هنگامی که درگودی قتلگاه شمر ملعون را بر سینه برادر دید

8. بر نیزه دیدن سر برادر واسارت و آزار دشمنان

9. شماتت دشمنان ال الله و....

این مصیبت جانسوز را محضر قطب عالم امکان حضرت ولی عصر روحی فداه و شیعیان ومحبین ال الله تسلیت عرض می کنم .

حضرت امام زمان روحی وارواح العالمین له الفدا فرموده اند:

" به شیعیان ودوستان ما بگویید که خدا را به حق عمه ام حضرت زینب سلام الله علیها قسم دهند که فرج مرا نزدیک گرداند. "

                    اللهم بحق زینب الکبری عجل لولیک الفرج  

 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ دوشنبه 8 مرداد1386 ساعت 15:39 میخوش
بسم الله الرحمن الرحیم
                      السلام علیک یاامیرالمومنین وعلی اولادک المعصومین

شاه شیرین سخنان ، خسرو خوبان جهان

                                              خیرالابرار علی ، مشرق الانوارعلی

زان همه معجزه وکشف کرامات عجیب

                                             هست پیدا که بود مظهر دادار علی

دربهر شرف گوهر یکدانه علی است

                                            برمسند دین امیر فرزانه علی است

درکعبه ظهور کرد تا بر همه کس

                                           معلوم شود که صاحبِ خانه علی است  

                           

من مظهر علم خداوند وقلب خدا هستم که اسرار وعلوم خودرا درآن نگه داشته ، لسان گویای پروردگار ووچشم بینای او هستم ، من جنب اللهم یعنی جانب او هستم که تمام خلق امرشده اند به آن جانب توجه کنند وقرب خداوند جز با تقرب به من برای کسی حاصل نشود ومن دست توانای حق تعالی می باشم

                                 ...بحارالانوار ج25 ص. 198 

                                روزپدر مبارک یاصاحب الزمان

...............

پ.ن: سلام ، به حول وقوه الهی از امروز فعالیتمو تو این وبلاگ شروع می کنم

وبلاگم دارای موضوعات مختلفی خواهد بود ولی محور اصلی وبلاگ درمورد

حضرت صاحب الزمان روحی وارواح العالمین له الفدا خواهد بود .

                              صلی الله علیک یابقیةالله 
 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 5 مرداد1386 ساعت 10:33 میخوش
قالب اين وبلاگ به کمک سايکو تهيه شده و حقوق مربوط به آن محفوظ است