تبليغاتX
بخشی از زیارت ناحیه مقدسه::> سلام بر محمّد محبوبِ خدا و يار مخلص او ، درود بر فرمانرواى مؤمنان على بن ابيطالب ، كه برادرىِ رسول خدا به وى اختصاص يافت ، سلام بر فاطمه زهراء دختر رسول الله ، درود بر حسن بن على وصىّ و جانشين پدرش ، سلام بر حسين كه جانش را تقديم نمود ، سلام بر آن كسى كه در نهان و آشكار خدا را اطاعت نمود ، سلام بر آن كسى كه خداوند شفا را در خاكِ قبرِ او قرار داد ، سلام بر آن كسى كه (محلِّ) اجابتِ دعا در زيرِ بارگاه اوست ، سلام بر آن كسى كه امامان از نسل اويند ، سلام بر فرزندِ خاتم پيامبران ، سلام بر فرزند سرور جانشينان ، سلام بر فرزند فاطمه زهراء ، سلام بر فرزند خديجه كبرى ، سلام بر فرزند سدرة المنتهى ، سلام بر فرزند جنّة المأوى ، سلام بر فرزند زمزم و صفا ، سلام بر آن آغشته به خون ، سلام بر آنكه (حُرمَتِ) خيمه گاهش دريده شد ، سلام بر پنجمينِ اصحابِ كساء ، سلام بر غريبِ غريبان، سلام بر شهيدِ شهيدان ، سلام بر مقتولِ دشمنان ، سلام بر ساكنِ كربلاء ، سلام بر آن كسى كه فرشتگانِ آسمان بر او گريستند ، سلام بر آن كسى كه خاندانش پاك و مطهّرند ، سلام بر پيشواى دين ، سلام بر آن جايگاههاى براهين و حُجَجِ الهى ، درود بر آن پيشوايانِ سَروَر، سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده، سلام بر آن لب هاى خشكيده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ، سـلام بر آن ارواحِ (از كالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـريان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحيف ، سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)، سلام برآن بانوانِ بيرون آمده (از خيمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانيان، سلام برتو (اى حسين بن على) و بر پدرانِ پاك و طاهِـرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهيدت، سلام بر تو و بر خاندانِ يارى دهنده ات (به دين الهى)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن كشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر على اكبر، سلام بر آن شير خوارِ كوچـك، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، سلام بر آن خانواده اى كه نزديك (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاك افتادگان در بيابان ها، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خويش براى خدا) و شكيبا، سلام بر آن مظلومِ بى ياور، سلام بر آن جاى گرفته در خاكِ پاك، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه، سلام بر آن كسى كه ربّ جليل او را پاك و مطهّر گردانيد، سلام بر آن كسى كه جبرئيل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن كسى كه ميكائيل در گهواره با او تكلّم مى نمود، سلام بر آن كسى كه عهد و پيمانش شكسته شد، سلام بر آن كسى كه پرده حُرمَتش دريده شد، سلام برآن كسى كه خونش به ظلم ريخته شد، سلام برآنكه با خونِ زخم هايش شست و شو داده شد، سلام بر آنكه از جام هاى نيزه ها جرعه نوشيد، سلام بر آن مظلومى كه خونش مباح گرديد، سلام بر آنكه در ملأ عام سرش بريده شد، سلام بر آنكه اهل قريه ها دفنش نمودند، سلام بر آنكه شاهرَگش بريده شد، سلام بر آن مدافعِ بى ياور، سلام بر آن مَحاسنِ به خون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاك آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده ، سلام برآن سرِ بالاى نيزه رفته، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عريانى كه در بيابان ها(ىِ كربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى كه بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى كِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع كرده اند،و در آستانِ تو طواف مى كنند، و براى زيارت تو وارد مى شوند، سلام برتو، من به سوى تو رو آورده ام، وبه رستگارى درپيشگاه تواميدبسته ام، سلام برتو، سلامِ آن كسى كه به حُرمتِ توآشناست، و درولايت ودوستىِ تومُخلص و بى ريا است ، وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته، و ازدشمنانت بيزاراست، سلام كسيكه قلبش ازمصيبت تو جريحه دار، و اشكش به هنگام يادتو جارى است، سلام كسيكه دردناك وغمگين وشيفته وفروتن است، سلام كسيكه اگرباتودركربلاء مى بود، باجانش(دربرابرِ)تيزىِ شمشيرها ازتو محافظت مى نمود،و نيمه جانش رابه خاطرتوبدست مرگ مى سپرد، و درركاب تو جهاد ميكرد، و تورابرعليه ستمكاران يارى داده،جان وتن ومال وفرزندش رافداى تو مى نمود، وجانش فداى جان تو، وخانواده اش سپربلاىِ اهل بيت تومى بود، اگرچه زمانه مرابه تأخير انداخت، ومُقدَّرات الهى مراازيارىِ تو بازداشت، ونبودم تاباآنانكه باتو جنگيدند بجنگم، وباكسانيكه باتواظهاردشمنى كردندخصومت نمايم،(درعوض)صبح وشام برتو مويِه ميكنم، وبه جاى اشك براى توخون گريه ميكنم، ازروى حسرت و تأسّف و افسوس برمصيبت هائى كه برتو واردشد،تاجائى كه ازفرط اندوهِ مصيبت، و غم و غصّه و شدّتِ حزن جان سپارم

..طلوع کن ای آفتاب..

..طلوع کن ای آفتاب..
*این الشـموس الطالعـه!*
عیدنوروز

یا مقلب القلوب والابصار

یامدبراللیل والنهار

یامحول الحول والاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

پروردگارا ! دراین روز مبارک باظهور آخرین سلاله آفتاب هدایت حال مارا به احسن الحال مبدل فرما.

عید نوروز برشما عزیزان مبارک

اين روز به على و اولاد آن حضرت (عليهم السلام) منتسب است به نحوى كه نوروز را نام مبارك على(ع) و اين روز را روز اهل بيت و شيعيان آنها مى نامند

1- به على(ع) هديه نوروزى عطا شد، فرمود: اين (هديه) چيست؟

گفتند: يا اميرالمومنين(هديه) روز نوروز است پس على(ع) فرمود: «هر روز را براى ما نوروز بسازيد».(۱)

2- محمد بن سيرين مى گويد:به على (رضى الله عنه) هديه نوروزى عطا شد، فرمود: «هر روز را روز پيروزى قرار دهيد».

ابو اسامه مى گويد: (على) اكراه داشت از اين كه بگويد: (هر روزى) نوروز است». (۲)

3- اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه گفت: من اسماعيل پسر حماد پسر ابى حنيفه پسر نعمان پسر مرزبان از فرزندان آزاده فارس هستم. خدا اصلا ما را بنده قرار نداده است، جدم در سال هشتاد متولد شد، و او را پيش على بن ابى طالب(رضى الله عنه) بردند در حالى كه او كوچك بود، پس على براى جدم دعا كرد كه خداوند به او و به ذريه اش بركت بدهد و ما اميدواريم از جانب خدا كه اين دعا در حق ما به خاطر على مستجاب شده باشد.

اسماعيل بن حماد گفت: نعمان بن مرزبان، آن همان كسى است كه فالوذج را در روز نوروز به على هديه داد، پس على(ع) فرمود: هر روزى نوروز ماست».(۳)

۴- معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود:

همانا نوروز، همان روزى است كه پيامبر(ص) براى على(ع) در غدير خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار كردند به ولايت پس خوشا به حال كسى كه به عهد خود ثابت قدم ماند و واى به حال كسى كه آن را شكست.

و آن همان روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را به سوى وادى جن روانه كرد پس از آنها عهد و پيمان گرفت.

و آن همان روزى است كه على(ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثديه را كشت.

و آن همان روزى است كه قائم ما اهل بيت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه مى دهد، پس آن حضرت دجال را بر كناسه كوفه به دار مى كشد. و هيچ نوروزى نيست مگر آن كه ما در آن انتظار فرج را داريم، براى اين كه نوروز از ايام ماست، ايرانيان آن را حفظ كرده اند، و شما(عرب ها) آن را ضايع كرده‏ايد.

پس پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند خواست كه زنده كند قومى را كه از ترس مرگ از خانه هايشان بيرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و خداوند همه آنها را بميراند.

پس خداوند به آن پيامبر وحى كرد كه در گورهاى آنها آب بريزيد، پس ريختن آب به آنها در همين روز بود پس زنده شدند و حال اين كه سى هزار نفر بودند پس آب ريختن در روز نوروز سنت قديمى گرديد، اما هيچ كس علت آن را نمى داند مگر راسخان در علم و آن اولين روز از سال ايرانيان است.(۴)این حدیث از امام صادق علیه السلام نقل شده.

۵- و همچنين روايت شده از معلى گفت: وارد شدم بر ابى عبدالله(ع) در بامداد روز نوروز پس (حضرت) فرمودند:

اى معلى آيا اين روز را مى‏شناسى؟

گفتم: نه. و لكى روزيست كه ايرانيان از آن تجليل مى كنند و در آن به همديگر تبريك گفته و دعاى خير مى كنند.

فرمود: اين چنين نيست قسم به خانه كهن(كعبه) كه در دل (شهر) مكه است نيست اين روز مگر براى يك امر قديمى كه آن را براى تو تفسير مى كنم. تا اين كه از آن مطلع شو.

پس گفتم: اگر اين علمى را كه نزد شما را فرا گيرم براى من دوست داشتنى تر است از اين كه تا ابد زندگى كنم، و خداوند دشمنان شما را نابود كند.

فرمود: اى معلى روز نوروز همان روزيست كه خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيزى را شريك او ندانند و اين كه به رسولان و انبيإ و اوليايش ايمان بياورند و آن اولين روزيست كه خورشيد در آن طلوع كرده، و بادهاى باردار كننده در آن وزيده است و گلها و شكوفه هاى زمين آفريده شده است. و آن روزيست كه كشتى نوح(ع) به كوه جودى قرار گرفته. و آن روزى است كه در آن قومى كه از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را ميراند و سپس آنها را در اين روز زنده كرد. و آن روزيست كه جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل گرديد.

و آن همان روزيست كه ابراهيم(ع) بتهاى قوم خود را شكست. و آن همان روزيست كه رسول خدا(ص) اميرالمومنين على(ع) را بر دوش خود سوار كرد تا بتهاى قريش را از بالاى خانه خدا به پائين انداخت و آنها را خرد كرد. (۵)

۶- معلى بن خنيس از آقا امام صادق(ع) درباره نوروز روايت كرد فرمود:

هر وقت نوروز شد، پس غسل كن، و پاكيزه ترين لباسهايت را بپوش و خوش بو كن خود را با بهترين عطرهايت.

و آن روز را روزه بدار.

پس زمانى كه نافله هاى (نمازهاى ظهر و عصر) و خود نمازهاى ظهر و عصر را خوانديد پس بعد از اينها چهار ركعت نماز بخوان (به اين نحو:) در اول هر چهار ركعت سوره فاتحه الكتاب بخوان و ده بار سوره «انا إنزلناه فى ليله القدر» و در ركعت دوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه «قل يا ايها الكافرون» و در ركعت سوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه «قل هو الله إحد» و در ركعت چهارم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه سوره «ناس و خلق» را بخوان.

و بعد از خواندن اين چهار ركعت (كه به دو ركعت بايد خوانده شود) سحده شكر كن و در سجده دعا كنه(برا ي خودت) كه گناه پنجاه سال تو آمرزيده شود. (۶)

۷- روايت شده از نبى اكرم(ص) كه فرمود: براى على(ع) هفده اسم است.

پس ابن عباس گفت: يا رسول الله به ما خبر بده كه آن اسمإ چه هستند؟

پس پيامبر(ص) فرمود: اسم او نزد عرب «على» و نزد مادرش «حيدره» و در تورات «اليا» و در انجيل «بريا» و در زبور «قريا» و نزد روم «بظرسيا» و نزد فرس «نيروز» و نزد عجم «شميا» و نزد ديلم «فريقيا» و نزد كرور «شيعيا» و نزد زنج «حيم» و نزد حبشه «تبير» و نزد ترك «حميرا» و نزد ارمن «كركر» و نزد مومنين «سحاب» و نزد كافرين «مرگ سرخ» و نزد مسلمين «وعد» و نزد منافقين «وعيد» و نزد من «طاهر مطهر» است و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست خداى عزوجل. بعد پيامبر(ص) به اين دو آيه شريفه استشهاد كرد قول خداوند:

«خداوند شما را از نفس خود بيم مى دهد» و قول خداوند: «بل دستان او بازند، هر جور كه بخواهد ، انفاق مى كند». (۷)

۱.(من لا يحضره الفقيه: ج‏3، ص 300).

۲.(سنن بيهقى: ج‏1، ص 234).

۳.(الانساب: ج‏2، ص 37).

۴.دعائم الاسلام: ج‏2، ص 326.

۵ و۶.(عوالى اللئالى: ج‏3، ص 41 - المهذب البارع، بحارالانوار: ج‏56، ص 116 - وسائل الشيعه: ج‏5، ص 288).

۷.(الفضائل تإليف شاذان بن جبرئيل قمى، ص 175). 

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 29 اسفند1386 ساعت 12:40 میخوش
عصاره انسانیت

قبل از این که  خدا آدم را بیافریند آدمیت را در نظر داشت ،  می دانست بذری که امروز می کارد هزاران سال بعد میوه می دهد، میلیونها نفر را آفرید و روزی داد تا از لابلای آنان ستاره هایی بدرخشند وشمع مجلس بشریت بشوند ؛ از این جمع میلیونی تنها افراد معدودی  نامشان باقی  مانده  وانگشت شماری از آنان راه وپیامشان بجا مانده است .

       تاریخ بشریت مثل فرد انسان سه دوره دارد:کودکی ، جوانی و پیری ؛ ویژگی اصلی طفولیت "بازی" است ، جوانی دو ویژگی دارد: "خشم وشهوت" ؛ دوران پیری هم ویژگی اصلی اش حاکمیت "عقل" است.

     چند هزار سال دوره ی کودکی بشر به بازی "بت" گذشت وزبان حالش این بود: "تراشیدم ، پرستیدم ، شکستم " ؛ بیش ازهزار سال است دوره ی جوانی  بشر آغاز شده است وبا خشم و شهوت همراه بوده است جنگها ولشکر کشیها ونقش آفرینی تهدید نظامی که خشم جوانی بشر بود وامثال نادر و مغول وهیتلر وناپلئون و....سردمدار آن بودند رو به افول است امروزدیگرغضب وجنگ طلبی رنگ باخته است وملتها از حربه ی خشونت باکی ندارند ؛ حتی حکومتهای مدیر و مدبر این مولفه را دراداره ی کشور بکار نمی برند چون می دانند نتیجه ی عکس می دهد، اما مشخصه ی دوم جوانی بشر یعنی شهوت همچنان با شدت نقش آفرینی می کند.در فرد انسانی هم عصبانیت وماجراجویی خیلی زودتر ازشهوت میدان جوانی را ترک می کند.

      هرگاه این مرحله نیز افول کند ویشریت وارد دوره ی سوم عمر خود گردد که حاکمیت عقل نام دارد شمیم شکوفایی "انسانیت" جهان رامعطر خواهد کرد و"عصاره ی انسانیت" ظهور می کند.

       امام خمینی (ره) در تفسیر سوره ی "والعصر" عصر را عصاره ی انسانیت دانستند که تفسیری  بسیار عالی وبی بدیل است.

      "انسانیت"  گل  قشنگ ودوست داشتنی برای همه ی عصرها ونسل هاست که حضرت مهدی  روحی فداه پرچم شکفتن آن را برفراز بلند ترین قله های جهان به اهتزاز در می آورند.

       آری ماهرچه به سوی عقلانیت پیش برویم رو به انسانیت گام برداشته ایم .

       وقتی دوران "ظهورانسانیت" شد زندگی واقعی وبی دغدغه ی شیرین بشر آغاز خواهد شد ومدت بسیار طولانی حیات طیبه ی انسان ادامه می یابد.

       در آن دوره عدالت وصلح وامنیت جای بی عدالتی وخشونت وناامنی راخواهد گرفت ؛ صفاو صداقت وامانت به جای دورنگی ودروغ وخیانت می نشیند ؛ عزت وسرافرازی ، حاکم وذلت و سرسپردگی خانه نشین می شود ؛ مرز منیت ، حذف ومغز انسانیت به کار می افتد ؛ سقف یاس و بدبینی فرو می ریزد وآسمان  امید واعتماد جلوه می کند ؛ کویرخشک مغزی وتحجر برچیده ، گلهای باغ  آزاد اندیشی چیده خواهد شد؛باران رحمت الهی سرازیرو رفاه وآبادانی فراگیرمی شود"هیئت  دولت" کریمه مهدی (عج) 313 نفرند که55 نفر آنان زن هستند وکل جهان را اداره می کنند.

      منتظر آدینه ای هستیم که سینه هاََََ آیینه شده اند وچونان دریایی زلال آسمان وستارگان زیبا وماه

وخورشید فروزان خوبی ها رابه نمایش می گذارد.

 

                                              

                                    
   

  برگرفته از وبلاگ شریعه                                                   

                                                           

 

شهادت مظلومانه پدر عظیم الشان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه رامحضر آن امام همام وشما عزیزان تسلیت عرض میکنم 

ونیز آغاز حکومت حضرت صاحب الامرعج راتبریک وشادباش     

به امید تحقق دولت کریمه حضرت بقیةالله الاعظم روحی فداه                                             

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 22 اسفند1386 ساعت 0:43 میخوش
رحلت پیامبراعظم

رحلت نبی مکرم اسلام محمدمصطفی صلوات الله علیه وسبط اکبرش امام حسن مجتبی علیه السلام پیشگاه آقابقیةالله عج ودوستداران وشیعیان ال الله تسلیت باد.  

عبدالله بن مسعود گويد:

پيامبراكرم(ص)يك ماه قبل از رحلت، ما را از وفات خود آگاه‏نمود... عرض كرديم: اى رسول خدا! رحلت‏شما در چه موقع خواهدبود؟ فرمود: فراق نزديك شده و بازگشت‏به سوى خداوند است.

زمانى نيز فرمود: نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق رااجابت نمايم و من دو چيزگران در ميان شما مى‏گذارم و مى‏روم: كتاب خدا و عترتم، اهل‏بيتم... و خداوند لطيف و آگاه به من خبرداد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود.

روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بن‏ابى‏طالب(ع)تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: به من خبر داده‏اند شما از مرگ‏پيامبر خود درهراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم‏پيوست و شما نيز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد... .

در فرصتى ديگر مردم را به رعايت‏حقوق انصار سفارش و در خطاب‏به انصار فرمود: اى گروه انصار، زمان فراق و هجران نزديك است، من دعوت شده ودعوت را پذيرفته‏ام... بدانيد دو چيز است كه از نظر من بين آن‏دو هيچ تفاوتى نيست. اگر بين آن دو مقايسه شود به اندازه تارمويى بين آن دو فرقى نمى‏گذارم. هركس يكى را ترك كند مثل اين‏است كه آن ديگرى راهم ترك كرده است... آن دو كتاب آسمانى واهل‏بيت رسالت هستند... سفارش مرا در مورد اهل‏بيت من رعايت كنيدو...

(نيز فرمود:)آيا شما را به چيزى راهنمايى نكنم كه اگر بدان‏چنگ زنيد، پس از آن هرگز به ضلالت نيفتيد؟ گفتند: بلى، اى رسول‏خدا. فرمود: آن(چيز)على است. با دوستى من دوستش بداريد و به‏احترام و بزرگداشت من، او را محترم و بزرگ بداريد. آنچه گفتم‏جبرئيل از طرف خداوند به من دستور داده بود.

ابن حجر هيثمى گويد: پيامبر اكرم(ص)در بيمارى خود كه به‏رحلتش انجاميد، فرمود:

مرگ من به همين زودى فرا مى‏رسد و من سخن خود را به شمارساندم و ... بقیه درادامه مطلب


رسول اکرم صلی الله علیه واله درمورد ثواب گریه بر امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«هنگامی که فرزندم، حسن با زهر به شهادت برسد، ملائکه‌ی هفت آسمان و مرغان هوا و ماهیان دریا بر او گریه خواهند کرد. هر کس بر او بگرید، در روزی که دیده‌ها کور شود ( روز قیامت )، دیده‌اش کور نگردد؛ هر کس بر مصیب او اندوهناک شود، در روزی که همه دل‌ها اندوهناک می‌گردد، دلش اندوهگین نگردد، و هرکس در بقیع او را زیارت کند، در روزی که قدم‌ها بر صراط لرزان است، قدمش ثابت و استوار خواهد ماند.»


ادامه‌‌ی مطلب
«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 17 اسفند1386 ساعت 7:24 میخوش
الا لعنةالله علی القوم الظالمین

کلیپ محکومیت حمله وحشیانه رژیم ملعون صهیونیستی به مردم مظلوم غزه

اگر خواستید در وبلاگ هم از کلیپ استفاده کنید کد زیر را کپی کنید:


«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ جمعه 10 اسفند1386 ساعت 23:34 میخوش
اربعین حسینی

        اعظم الله اجورکم واجورنا یاصاحب الزمان  

 

         بيستم صفر روز اربعين شهادت امام حسين(ع) و يارانش است.

در اين روز جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى وارد كربلا گرديد و قبر مطهر امام حسين(ع)  را زيارت كرد. او نخستين زايرى بود كه با معرفت، موفق به زيارت قبر آن حضرت گرديد.

جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى كه در هنگام شهادت امام حسين(ع) ، به احتمال زياد در مدينه حضور داشت و از قيام و شهادت آن حضرت بى‏اطلاع بود، پس از آگاهى از جنايت سپاهيان يزيد و شهادت امام حسين(ع)  و ياران وفادارش در كربلا، عازم كوفه گرديد تا از اين رويداد بزرگ، به خوبى آگاه شود.

وى، پس از اطلاع كامل از نحوه شهادت و به دست آوردن نشانى محل شهادت امام حسين(ع) ، عازم سرزمين كربلا گرديد و نخستين كسى بود كه توفيق زيارت قبر امام حسين (ع) را به دست آورد و پايه‏گذار سنت حسنه زيارت مرقد پيشواى شهيدان، حضرت امام حسين(ع)  گرديد.

در اين جا ماجراى زيارت جابر را از كتاب بشارةالمصطفى، به نقل از كتاب منتهى‏الآمال شيخ‏عباس‏قمى بيان مى‏كنيم:

عطيّة بن ‏سعد بن ‏جناده عوفى ‏كوفى كه از روات اماميه است و اهل‏سنت در رجال، تصريح كرده‏اند به صدق او در حديث، گفت: ما بيرون رفتيم با جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى به جهت زيارت قبر حضرت حسين عليه‏السلام. پس زمانى كه به كربلا وارد شديم، جابر نزديك فرات رفت و غسل كرد، پس جامه را لنگ خود كرد و جامه ديگر را بر دوش افكند. پس گشود بسته‏اى را كه در آن سُعد بود و به پاشيد از آن بر بدن خود. پس به جانب قبر روان شد و گامى برنداشت مگر با ذكر خدا، تا نزديك قبر رسيد. مرا گفت تا دست مرا به قبر گذار. من دست وى را به قبر گذاشتم. چون دستش به قبر رسيد بى‏هوش بر روى قبر افتاد. پس آبى بر وى پاشيدم تا به هوش آمد و سه بار گفت: يا حسين! پس گفت: حَبيبٌ لا يُجيبُ حَبيبَهُ؛ آيا دوست، جواب نمى‏دهد دوست خود را؟ پس گفت: كجا توانى جواب دهى و حال آن كه در گذشته از جاى خود رگ‏هاى گردن تو و آويخته شده بر پشت و شانه تو، و جدايى افتاده بين سر و تن تو. پس شهادت مى‏دهم كه تو مى‏باشى فرزند خيرالنّبيين و پسر سيّد المؤمنين و فرزند هم‏سوگند تقوى و سليل هدى و خامس اصحاب كساء و پسر سيّد النقباء و فرزند فاطمه سيّده زن‏ها، و چگونه چنين نباشى و حال آن كه پرورش داده تو را پنجه سيّد المرسلين و پروريده شدى در كنار متقين و شير خوردى از پستان ايمان و بريده شدى از شير با سلام و پاكيزه بودى در حيات و ممات. همانا دل‏هاى مؤمنين خوش نيست به جهت فراق تو و حال آن كه شكى ندارد در نيكويى حال تو. پس بر تو باد سلام خدا و خشنودى او. و همانا شهادت مى‏دهم كه تو گذشتى بر آن چه گذشت بر آن برادر تو يحيى‏ بن‏ زكريّا. پس جابر برگردانيد چشم خود را بر دور قبر و شهدا را سلام كرد، بدين طريق:

اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَيَّتُهَا الْاَرْواحُ الَّتى حَلَّتْ بِفِناءِ قَبْرِ الْحُسَينِ عَلَيه السَّلامُ وَ اَناخَتْ بِرَحْلِهِ، اَشْهَدُ اَنَّكُمُ اَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكوةَ وَ اَمَرْتُمْ بِالمَعْروُفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جاهَدْتُمُ الْمُلْحِدينَ وَ عَبَدْتُمُ اللّهَ حَتّى آتيكُمُ الْيَقينُ.

 

این قافله سودای زیارت کربلا در اربعین دارد .....

پس گفت: سوگند به آن كه برانگيخت محمد (صلّى الله عليه و آله) را به نبوت حقه كه ما شركت داريم(شما را در آن چه داخل شديد در آن.)

عطيّه گفت: به جابر گفتم: چگونه ما با ايشان شركت كرديم و حال آن كه فرود نيامديم ما وادى‏اى را، و بالا نرفتيم كوهى را و شمشيرى نزديم؟ و اما اين گروه، پس جدايى افتاده مابين سر و بدنشان، و اولادشان يتيم و زنانشان بيوه گشته‏اند.

جابر گفت: اى عطيه! شنيدم از حبيب خود رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) كه مى‏فرمود: هر كه دوست دارد گروهى را، با ايشان محشور شود و هر كه دوست داشته باشد عمل قومى را، شريك شود در عمل ايشان. پس قسم به خداوندى كه محمد (صلى اللّه عليه و آله)را براستى برانگيخته كه نيّت من و اصحابم بر آن چيزى است كه گذشته بر او حضرت حسين (عليه السلام) و ياورانش.

به اين ترتيب، جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى نه تنها خود موفق به زيارت ابا عبدالله‏ الحسين(ع)  گرديد، بلكه با رفتار و گفتار خود، زيارت امام حسين(ع)  و ساير شهيدان كربلا را در ميان دوستداران اهل‏بيت(ع)  رواج داد.

1- نك: منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 444 و وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 194


 اربعین حسینی بر عاشقان و دوستداران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

تسلیت باد.

 

باز دلم خون شد و چشمم گریست

آنکه درین روز چون من نیست کیست؟

باز دگر باره رسید اربعین

جوش زند خون حسین از زمین

غرق تلاطم شده بحر محیط

یک سره درد است بساط بَسیط

شد چهلم روز عزای حسین

جان جهان باد فدای حسین

«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً »
+ چهارشنبه 8 اسفند1386 ساعت 15:12 میخوش
قالب اين وبلاگ به کمک سايکو تهيه شده و حقوق مربوط به آن محفوظ است